برگردان به زبان ساده
گل گلزار گر از آب وگل آید بیرون
گل مهر تو ز گلزار دل آید بیرون
هوش مصنوعی: اگر گلی از آب و خاک رشد کند و به گلزار بیفتد، گل محبت تو از دل من بیرون خواهد آمد.
سر که امروز به تیغ تو نیفتد بر خاک
به که از خاک به فردا خجل آید بیرون
هوش مصنوعی: اگر امروز سر من به دست تو بیفتد، بهتر است تا اینکه فردا از خاک سر برآورم و خجالت زده باشم.
لحظه ای فرصت دیدن ندهد قطره اشک
بسکه از دیده به هم متصل آید بیرون
هوش مصنوعی: لحظهای هم به انسان فرصت نمیدهد که اشکهایش را ببیند، زیرا آنقدر اشکها به هم چسبیده و جاری میشوند که به راحتی بیرون میآیند.
ننگ از آمیزشت ای غیر گرش نیست چرا
چون به بزم تو رود منفعل آید بیرون
هوش مصنوعی: ننگی برای ارتباط با تو وجود دارد، اما اگر این ننگ نبود، چه اتفاقی میافتاد؟ وقتی به جمع تو میآید، تحت تأثیر قرار میگیرد و تغییر میکند.
آب جو دارد اگر خاصیت اشک مرا
سرو باید چو قدت معتدل آید بیرون
هوش مصنوعی: اگر آب جو ویژگی اشک من را داشته باشد، پس تو باید مانند سرو بلند و متناسب بایستی تا برآیی.
بی تو بس خون دل از دیده فرو ریخت کنون
قطره ی اشک بصد خون دل آید بیرون
هوش مصنوعی: بدون تو، به اندازهی زیادی از غم و اندوه را از چشمانم ریختم، حالا هر قطره اشکی که میریزم، همچون خون دل است که از درونم میجوشد.
دل که شاد است به عهد تو در آن کو چو (سحاب)
اگر از کوی تو پیمان گسل آید بیرون
هوش مصنوعی: دل وقتی شاد است که به وعده تو وفادار باشد، اما اگر از راهت دور شود، مانند ابری میشود که بیخبر میافتد.