برگردان به زبان ساده
نرسد تیر تو بر پیکر من
هست گوئی به خدنگت پر من
هوش مصنوعی: تو به اندازهای در تیراندازی ماهری که احساس میکنم تیرهایت به من نمیرسد، انگار فقط به خاطر پرهای من به سمت من شلیک میکنی.
از تو سوزی که بدل بود هنوز
می توان یافت ز خاکستر من
هوش مصنوعی: از محبت تو آتش در دل دارم و هنوز هم میتوان از خاکستر قلب سوختهام نشانهای یافت.
لب شیرین تو دارد ز عتاب
زهر در شربت جان پرور من
هوش مصنوعی: لبهای شیرین تو که چون عتابی است، زهر را در نوشیدنی جانپرور من میریزد.
ساغرم گه شکند توبه و گاه
توبه ی من شکند ساغر من
هوش مصنوعی: گاهی اوقات من به خاطر نوشیدن میشکنم و گاهی هم توبهام تحت تأثیر شراب میشکند.
گفتمش خاصیت آب حیات
چه دهد؟ گفت که خاک در من
هوش مصنوعی: از او پرسیدم که خاصیت آب حیات چیست؟ او پاسخ داد که من از خاک تشکیل شدهام.
گهر چشم من اشک است و سخن
گهر طبع سخنگستر من
هوش مصنوعی: چشم من پر از اشک است و سخن من همچون جواهر، باریک و پرمغز است.
هر گهر را صدفی هست (سحاب)
دیده و دل صدف گوهر من
هوش مصنوعی: هر جواهر و گوهری در طبیعت خود را درون یک صدف و یا ظاهری پنهان دارد. من نیز مانند آن گوهر، در دل و احساساتم خواستهها و آرزوهای عمیقی دارم.