برگردان به زبان ساده
رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران
سیه کردند روز عالمی را آن سیه کاران
هوش مصنوعی: دوستان با زیبایی و دلبری خود، زلفهای تیرهای را بر چهرههایشان پوشاندهاند و این افراد تاریکاندیش با کارهای ناپسندشان، روزگاری را بر جهانیان تیره و تار کردند.
دل مجروح ما دارد امید ناوک دیگر
تو تیره خود برون آری ز دلهای دل افگاران
هوش مصنوعی: دل آسیبدیده ما هنوز امید دارد که تیر دیگری از عشق تو بتواند غمهایمان را از دلهای گرفتار براندازد.
دلم دارد زچشمش چشم لطف اما نمیداند
ز بیماران نمی آید پرستاری بیماران
هوش مصنوعی: دل من به محبت و توجه او شوق دارد، اما او نمیداند که مراقبت از بیماران بر عهدهی خود او نیست.
چو پا در وادی عشقش نهادی ترک سر باید
که کس پایان این وادی ندید الا سبکباران
هوش مصنوعی: وقتی که قدم در راه عشقش گذاشتی، باید از همه چیز گذشتی، چون هیچکس پایان این مسیر را ندیده است، جز کسانی که بیبار و سبکبار هستند.
چه منع ما کنی از باده زاهد چون نمی پرسند
به حشر از بی گناهان هیچکس جرم گنه کاران
هوش مصنوعی: چرا ما را از نوشیدن می به منع میکنی، حال آنکه در روز قیامت هیچکس از بیگناهان دربارهی گناهکاران نمیپرسد؟
خریداری ز یک سو بود همچون پیرزن او را
چرا شرمی نکردند از بهای خود خریداران
هوش مصنوعی: در یک سو خریدارانی هستند که مانند یک پیرزن، از بهای خود شرم نمیکنند و به راحتی نظرشان را درباره خرید بیان میکنند.
اگر امروز باشد چشم ایشان بر کف ساقی
بود فردا بسوی رحمت حق چشم میخواران
هوش مصنوعی: اگر امروز نگاه این افراد به جام و دست ساقی است، فردا چشمان آنها به رحمت خداوند خواهد بود.
(سحاب) از دیده اشک افزون فشاند چون کشد آهی
که شاید شعلهٔ این برق را بنشاند آن باران
هوش مصنوعی: ابر، از چشمانش اشک بیشتری میریزد، چون آهی که میکشد ممکن است شعلهٔ این آتش را خاموش کند.