برگردان به زبان ساده
دل شد از دست و به راه طلبش آنچه دویدم
غیر ناکامی و رنج و غم و اندوه ندیدم
هوش مصنوعی: دل از دست من رفته و به دنبال آنچه میخواهم، هر چه دویدم فقط ناکامی و رنج و غم و اندوه نصیبم شد.
رشته ی مهر و وفا را چو گسست آن بت زیبا
نبود جای ملامت که دل از عمر بریدم
هوش مصنوعی: وقتی که رابطهی محبت و وفا خراب شد، نمیتوان به آن معشوق زیبا ایرادی گرفت، زیرا من خودم تصمیم به پایان دادن به ارتباطم گرفتم و از زندگی دلسرد شدم.
هر چه آن دوست بسوزاندم از آتش هجران
هیچگه در ره وصلش نشود قطع امیدم
هوش مصنوعی: هر چه از درد جدایی و فراق آن دوست را تحمل کردم، هیچ وقت امیدم به رسیدن به او قطع نمیشود.
بر در میکده از راه خلوص آمدم اکنون
به امیدی که دهد پیر خرابات نبیدم
هوش مصنوعی: بر در میکده به صورت خالصانه و با نیت پاک آمدهام. اکنون تنها منتظر هستم تا پیر میخانه مرا به نوشیدنیاش مهمان کند.
سالها در ره مقصود زدم گام ولیکن
لحظه ی ئی نو گلی از گلشن آمال نچیدم
هوش مصنوعی: سالها در مسیر رسیدن به هدفم تلاش کردم و قدم برداشتم، اما هنوز یک لحظه هم نتوانستهام گلی از باغ آرزوهایم بچینم.
من (سحابم) که نشستم به امیدی که بناگه
پیکی از جانب دلبر دهد از وصل نویدم
هوش مصنوعی: من مانند ابر هستم که در انتظارم تا پیامی از طرف معشوق به من برسد و خبر وصل را به من بدهد.