برگردان به زبان ساده
از دست دادخواه اگر این است آه من
آه ار به داد من نرسد داد خواه من
هوش مصنوعی: اگر این است که من به خاطر درد و فریاد خود به کسی شکایت کنم، پس آه من چه فایدهای دارد، اگر کسی به فریاد من نرسد و کمک نکند؟
بنشست هر که دید به رخسار ماه من
زآن طره ی سیاه به روز سیاه من
هوش مصنوعی: هر کسی که به چهرهی زیبا و درخشان من نگاه کرد، از آن موهای سیاه که مانند روزی تاریک است، متوجه شد.
از بس دلم به ناله و افغان گرفته خو
خواهم به داد من نرسد دادخواه من
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دلم پر از گلایه و ناله شده است، دیگر نمیتوانم صبر کنم و به کسی که به فریادم برسد نیاز دارم.
جیش تو نازو غمزه سپاه من اشک و آه
تا منهزم که لشکر تو یا سپاه من
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و جذابیت ناز و غمزگی معشوق اشاره میکند و ابراز میکند که چقدر این زیبایی میتواند برای او دردسرساز باشد. او نمایانگر احساساتی نظیر ناراحتی و اندوه است که ناشی از عشق و دوری معشوق است. به نوعی، شاعر احساس میکند که این زیبایی و ناز معشوق، باعث شکست و زمینگیری او شده است.
ای پیر می فروش مرانم ز در که نیست
جز درگهت ز فتنه ی دوران پناه من
هوش مصنوعی: ای پیر می فروش، مرا از در خود راه نده که جز درگاه تو، جایی برای پناه من در برابر آشفتگیهای این دوران وجود ندارد.
دل هر دم از تو نالد و من عذر خواه او
از این گناه تا که شود عذر خواه من
هوش مصنوعی: دل هر لحظه از عشق تو شکایت میکند و من از این گناه از او عذرخواهی میکنم تا شاید او هم روزی از من عذرخواهی کند.
دل برد از نخست گمان وفا بر او
شد اشتباه او سبب اشتباه من
هوش مصنوعی: دل من از اول به او دل خوش کرده بود، اما این توقع وفا از او اشتباه بود. او باعث شد که من در اشتباه بیفتم.
در محشر از شکایتم اندیشه کن ولی
تا آن زمان که سوی تو افتد نگاه من
هوش مصنوعی: در روز قیامت، به شکایت من فکر کن، اما تا زمانی که نگاه من به سمت تو بیفتد.
در محشر از شکایتم اندیشه کن ولی
تا آن زمان که سوی تو افتد نگاه من
هوش مصنوعی: در روز قیامت به شکایتم فکر کن، اما تا زمانی که چشمانم به سوی تو بیفتد.
شاید گرم بجرم وفا می کشد که نیست
جرمی برش (سحاب) فزون از گناه من
هوش مصنوعی: شاید به خاطر عدم وفای من، سحاب در حال تحمل سختی است، در حالی که خود او از من گناهی بیشتر ندارد.