برگردان به زبان ساده
در خیال تو به افتاده است دل از بادهام
زین سبب از چشمت ای پیر مغان افتادهام
هوش مصنوعی: دل من به خاطر خیال تو از خوشی و شادی سرشار است و به همین دلیل از نگاه تو، ای پیر مغان، دور شدهام.
خانهٔ دل شد ز هر نقش و نگاری بینیاز
با وجود نقش مهر آن نگار سادهام
هوش مصنوعی: خانه دل من از هر نقش و نگاری بینیاز شده است، زیرا با وجود مهر آن عشق سادهام، دیگر نیازی به چیزی ندارم.
تا میان بندگی بستم به کوی میفروش
یافت آزادی زهر قیدی دل آزادهام
هوش مصنوعی: وقتی که در راه خدمت و بندگی به میخانه رفتم و با اهل رنگ و بوی شراب در ارتباط شدم، توانستم از قید و بندهای دل آزادهام رهایی یابم.
یک طرف رشک رقیبان یک طرف درد فراق
بهر مردن هرچه گردون خواست کرد آمادهام
هوش مصنوعی: من از یک سو حسادت رقبایم را احساس میکنم و از سوی دیگر، درد جدایی را میکشم. برای مردن، هر چه تقدیر برایم رقم زده، آمادهام.
تنگ شد بر دل فضای سینه بیاو گرچه من
در به روی او بسی از دست خود بگشادهام
هوش مصنوعی: دل من بدون او تنگ و گرفته شده است، هرچند که من تلاش کردهام درهای قلبم را به روی او باز کنم.
سر هوای مقصدی دارد که هرگز کس ندید
گرچه پا در وادی عشقت همان ننهادهام
هوش مصنوعی: این دل به جایی میجست که هیچکس آن را ندیده است، هرچند که من هنوز در راه عشق تو قدم نگذاشتهام.
تا به کیش عشق رو آوردهام شادم که نیست
فکر زنار و صلیب و سجه و سجادهام
هوش مصنوعی: من تا چه زمانی باید در عشق شاد باشم، در حالی که دیگر به نشانههای دینی و مذهبی مانند زنار، صلیب، سجده و سجاده فکر نمیکنم.
در بهای بوسه خواهد یار آنکه از (سحاب)
نقد جانی را که در آغاز عشقش دادهام
هوش مصنوعی: عشق باعث میشود که انسان به ارزش حقیقی احساسات و جان خود پی ببرد. کسی که در اوایل عشق بوسهای را دریافت کرده است، باید به یاد داشته باشد که این بوسه قیمتی و معنوی است و تنها با جان او قابل سنجش است. در واقع، ارزش گزارشی این بوسه به خاطر عشق و احساساتی است که در پس آن نهفته است.