برگردان به زبان ساده
به روی غیر چو نگذاریم که در بندم
زآستان توام به که رخت بر بندم
هوش مصنوعی: اگر اجازه ندهیم که کسی به ما نزدیک شود، بهتر است که دیگر از درگاه تو خارج شوم.
هزار عقده فزون تر بود به رشته ی مهر
ز بس تو بگسلی و من به یکدیگر بندم
هوش مصنوعی: بسیاری از مشکلات و دلخوریها در روابط ما وجود دارد، اما من به خاطر محبت و پیوندی که با تو دارم، تلاش میکنم همه آنها را فراموش کرده و ارتباط خود را حفظ کنم.
چو من به خاک درت تاکسی نیابد راه
ره سرای تو را زآب چشم تر بندم
هوش مصنوعی: وقتی که من به خاک در خانهات بیفتم، هیچ چیزی نمیتواند به من راهی به خانهات نشان دهد. با اشکهایم، در را میبندم.
عجب نه آتش شوق ار بسوزدش پر و بال
چو نامه ات به پر مرغ نامه بر بندم
هوش مصنوعی: عجب است که اگر آتش عشق کسی پر و بالش را بسوزاند، من نامهات را به پای پرندهای که نامه میبرد، میبندم.
همان نبسته گشایم به کویش آن باری
که هر دم از ستم او پی سفر بندم
هوش مصنوعی: من بیهیچ مانعی به سوی تو میآیم، چرا که هر لحظه از ظلم تو به فکر رفتن هستم.
دلم گرفت زو ضع جهان خوشا کنجی
که از جهان و زاهل جهان نظر بندم
هوش مصنوعی: دل من از بیعدالتیهای دنیا غمگین است. کاش در گوشهای نشسته بودم که بتوانم بدون توجه به دنیا و انسانهای آن، به آرامش برسم.
کمر به دلبری آن بت چو بست زاهد داد
(سحاب) اجازه که زنار بر کمر بندم
هوش مصنوعی: وقتی که زاهد به دلبری و زیبایی آن بت توجه کرد، دلیلی پیدا کرد که دیگر خود را از قید و بندها آزاد کند و زنار ببندد.