برگردان به زبان ساده
گر قصه ای از زلف چو چوگان تو آرم
سرها همه چون گوی به میدان تو آرم
هوش مصنوعی: اگر داستانی از زلفهای تو بگویم، سرها همه مانند گوی در میدان تو قرار خواهند گرفت.
دستی به سر از حسرت و دستی به گریبان
دست دگرم کو که به دامان تو آرم
هوش مصنوعی: دست اولم را بر سر حسرت میکشم و دستی دیگر به گریبانم زدهام. دست سومی که پیدا کنم، میخواهم آن را به دامان تو برسانم.
گر در چمن از حسن تو یک شمه سرایم
مرغان چمن را به گلستان تو آرم
هوش مصنوعی: اگر در میان گلزار، زیبایی تو را توصیف کنم، پرندگان را به باغی که تو در آن هستی میبرم.
تا غنچه لب از شرم به گلشن نگشاید
از سینه برون غنچه ی پیکان تو آرم
هوش مصنوعی: تا زمانی که غنچه لبها از شرم نروند و به گلشن نرسند، من غنچهای را از دل خود بیرون میآورم که نشانه عشق و محبت تو باشد.
بندند لب از دعوی خون گر به قیامت
حرفی به لب از اجر شهیدان تو آرم
هوش مصنوعی: اگر از دعوی و خونریزی سخن میزنند، بهتر است سکوت کنیم. اگر در قیامت چیزی بگویم، آن را به پاس اجر شهیدان تو میآورم.
گر یک سخن از ذوق اسیری تو گویم
صد یوسف گم گشته به زندان تو آرم
هوش مصنوعی: اگر از عشق و زیبایی تو چیزی بگویم، میتوانم بسیاری از یوسفهای گمشده را به زندان وجود تو بیاورم.
بر شعر (سحاب) ار نکند شاه جهان گوش
بیتی دو سه از لعل سخندان تو آرم
هوش مصنوعی: اگر شاه عالم به شعر (سحاب) توجه نکند، من دو یا سه بیت از سخن زیبای تو را به او تقدیم میکنم.