برگردان به زبان ساده
چه غم گر در برش مهر خموشی بر دهن دارم
که با او در میان از هر نگاهی صد سخن دارم
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر در آغوشش سکوت را انتخاب کردهام، وقتی در دل خود با او از هر نگاهی هزاران حرف دارم؟
مرا نه طاقتی در دست و نه خویی به بیدادی
نمیدانم علاجش چیست این دردی که من دارم
هوش مصنوعی: من نه قدرتی دارم و نه ویژگیای برای تحمل ظالمی. نمیدانم چه راهحلی برای این درد درونیم وجود دارد.
شود روزی که پرسد از تو خون خلق و من پوشم
نهانی زخمهایی را که در زیر کفن دارم
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که از تو درباره خون مردم سوال کنند و من به طور مخفیانه زخمهایی را که زیر کفن دارم، پنهان میکنم.
مرا رانند از بزم وصال اغیار و من غافل
که در بزم دل از وصلش هزاران انجمن دارم
هوش مصنوعی: مرا از محفل دوستی با دیگران میرانند، در حالی که من بیخبرم که در دل خود برای وصالش هزاران جشن و سرور دارم.
نه حسنی کامل و نه بیغم عشقش شکیبایی
فغان از دست این مشکلپسندیها که من دارم
هوش مصنوعی: عشق حسنی کامل نیست و من هم نمیتوانم با بیغم بودن او کنار بیایم. از این مشکلپسندیها و سختگیریهایی که در خود دارم، بینهایت ناله و آه میکنم.
علاج درد هجر امشب به آه صبحدم خواهم
(سحاب) از سادگی تا صبح امید زیستن دارم
هوش مصنوعی: امشب برای درمان درد جدایی، با آه و ناله به صبح میرسم. از روی سادگیام تا صبح به زندگی و امید ادامه میدهم.