برگردان به زبان ساده
چون نیست بدل قوت فریاد گرفتم
در رهگذرش جا ز پی داد گرفتم
هوش مصنوعی: وقتی که دیگر هیچ نیرویی برای فریاد زدن ندارم، در مسیر او جا ماندم و از روی درد و ناراحتی شکایت کردم.
خواهم که به دام آورم از سادگی او را
آنگه به فریبی که از و یاد گرفتم
هوش مصنوعی: میخواهم او را با سادگیاش به دام بیندازم و سپس به شیوهای فریبنده که از او یاد گرفتهام، فریبش دهم.
چون میل تو را دید به امداد تو آمد
بر قتل رقیب آنکه به امداد گرفتم
هوش مصنوعی: وقتی که احساس تو را دیدم، به کمک تو آمدم تا رقیب را از پای درآورم، کسی که به خاطر کمک کردن به او این کار را انجام دادم.
از شوق شد از بال و پرم قوت پرواز
هر گه که ره خانه ی صیاد گرفتم
هوش مصنوعی: از شوق و عشق، قدرت پروازم را به دست آوردهام، هر بار که به سمت خانه صیاد میروم.
نگرفت به من پیر خرابات اگر چه
چندی زجهالت ره زهاد گرفتم
هوش مصنوعی: هرچند مدتی راه زهد و عبادت را پیش گرفتم، اما پیر ما در میخانه به من توجهی نکرد.
حسنی نه بقدری که فراموش نگردد
هر نکته که در عشق بتان یاد گرفتم
هوش مصنوعی: زیبایی من به اندازهای نیست که فراموش شود و هر چیزی که در عشق به معشوقان آموختهام، را به یاد دارم.
ویران چو (سحابش) کند از اشک دگر بار
کاشانه ی او را دگر آباد گرفتم
هوش مصنوعی: چون باران اشک او کاشانهاش را ویران کرد، من آن را دوباره آباد ساختم.