برگردان به زبان ساده
پیغام تو را گر همه دل بود بریدم
یک بار نگفتم که ندامت نکشیدم
هوش مصنوعی: اگرچه من دل همه را شکستم و پیغام تو را نادیده گرفتم، اما هرگز یک بار هم نگفتم که از این کار پشیمان هستم.
سنگ ستم هیچ کس این ذوق ندارد
بسیار زهر گوشه ی دیوار پریدم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به حسرت و ناتوانی خود اشاره میکند. او بیان میکند که سنگینترین ظلمها و سختیها نمیتوانند احساس خوشحالی یا ذوق را در او به وجود بیاورند. او به نوعی از محدودیت و اسارت خود رنج میبرد و حتی به مرور زمان، این درد و سختی باعث شده که از زهر تلخی که دور و برش را فرا گرفته، بگریزد. در حقیقت، او میخواهد از شرایط دشوار و ناگواری که در آن قرار دارد، فرار کند.
در مجلس اغیار ندانم به که بودی
هر گه سخن مهر و وفا از تو شنیدم
هوش مصنوعی: در جمع دیگران نمیدانم با که نشستهام، اما هر بار که درباره محبت و وفاداری صحبت میشود، نام تو را میشنوم.
از بس که به امید تو هر روز نشستم
تا شام در این راه به وصلت نرسیدم
هوش مصنوعی: هر روز به امید دیدار تو نشستهام، اما هنوز به وصالت نرسیدهام.
امروز ز امیدم همه آنست که گوید
روزی که زوصل تو شود قطع امیدم
هوش مصنوعی: امروز تنها چیزی که به من امید میدهد این است که روزی برسد که ارتباطم با تو قطع شود و من دیگر ناامید نمانم.
دیگر به چه امید شوم زنده به محشر؟
کم نیست (سحاب) آنچه بیک عمر کشیدم
هوش مصنوعی: دیگر به چه امیدی زنده ماندهام تا روز قیامت؟ آنچه در طول عمرم متحمل شدهام کم نیست.