برگردان به زبان ساده
هرگز نیافت کس اثری در ترانهام
جز اینکه سوخت خار و خس آشیانهام
هوش مصنوعی: هیچ کس هیچ نشانی از ترانهام نیافته، جز اینکه زبالههای آشیانهام را سوزانده است.
نبود زبان که آگهت از سوز دل کنم
این شعله بین که میکشد از دل زبانهام
هوش مصنوعی: زبانم یاری نمیکند تا بتوانم سوز و گداز قلبم را به تو بگویم. اما این شعلهای که در دل دارم، نشان از آتش عشق من دارد که هر لحظه در درونم میسوزد و شعلهور است.
یک ره چو بوسم آن لب شیرین که نیست خوش
با عمر جاودانه غم جاودانهام
هوش مصنوعی: اگر یک بار آن لب شیرین را ببوسم، حتی اگر به عمر جاودانهام غم دائمی بیفزاید، باز هم خوشحال میشوم.
هر شامگه روم ز پیشی تا در سرای
شاید شبی ز لطف بخواند به خانهام
هوش مصنوعی: هر شب به سمت خانهام میروم و امیدوارم که شاید یک شب، کسی به محبتی فرابخواند و مرا به خانهاش دعوت کند.
گویم به هرکسی که رسم شرح حال خویش
باشد یکی به پیش تو گوید فسانهام
هوش مصنوعی: میگویم به هر کسی که بخواهد داستان زندگیاش را بگوید، یکی هم در مقابل تو داستانسرایی میکند.
کرد آگهم زمانه ز جور بتان (سحاب)
تا شکوه هر زمان نبود از زمانهام
هوش مصنوعی: مرا از ناملایمات و ظلمی که بتی (محبوبی) بر من روا داشته، آگاه کرده است. این درد و رنج سبب شده که هیچگاه نتوانم از زمانهام شکایت کنم.