قطعات
صغیر اصفهانی
»
دیوان اشعار
»
قطعات
شمارهٔ ۱ - قطعه : شنیدم پشهای بر پشت پیلی
شمارهٔ ۲ - قطعه در تعریف شاعر نامی شیرینسخن صائب : در خواب گشت صائب ظاهر بچشم جانم
شمارهٔ ۳ - قطعه : غنی را بین که از مال فقیران
شمارهٔ ۴ - قطعه در تعریف و توصیف بزرگان عرفان و ادب : هست عرفان و ادب ملکی که در آن مولوی
شمارهٔ ۵ - قطعه : شنیدهام که شبانی به گوسفندان گفت
شمارهٔ ۷ - قطعه : چند گوئی کنم انفاق اگر یابم مال
شمارهٔ ۸ - قطعه : هرجا که بپاست طرفه کاخی مردم
شمارهٔ ۹ - قطعه : توان بچار صفت بود مفتخر کان چار
شمارهٔ ۱۰ - قطعه : ز تبدیل خزانی و بهاری
شمارهٔ ۱۱ - قطعه : شنیدم که هارون به بهلول گفت
شمارهٔ ۱۲ - قطعه : چو باید عاقبت رفتن ز دنیا
شمارهٔ ۱۳ - قطعه : اگر دانائی اندر کار باشد
شمارهٔ ۱۴ - قطعه : راستی آنچه تصور رود از بهر بشر
شمارهٔ ۱۵ - قطعه ذیل بجهه تمثال مبارک حضرت قطب العارفین : بیا تمثال قطب عارفان بین
شمارهٔ ۱۶ - قطعه : جناب خواجه محیت حقش بیامرزد
شمارهٔ ۱۷ - قطعه : هرچه در عالم خرابی رخ دهد
شمارهٔ ۱۸ - قطعه : پرورد بهر خدمت خلق آنکه خویش را
شمارهٔ ۲۰ - قطعه : دهان بسته قفس و اندر آن سخن مرغیست
شمارهٔ ۲۲ - قطعه : اگر نه نفس محیلت مطیع فرمانست
شمارهٔ ۲۳ - قطعه : شنیدم که از مال داری لئیم
شمارهٔ ۲۴ - قطعه : جبرئیل آمد بامر حضرت پروردگار
شمارهٔ ۲۵ - قطعه : یک بنده تمام عمر خود را
شمارهٔ ۲۶ - قطعه : این قدر ای توانگر مفشارنای مسکین
شمارهٔ ۲۷ - قطعه : بر این سرا چه فانی مبند دل زنهار
شمارهٔ ۲۸ - قطعه : مبر رشک بر آنکه او را ملک
شمارهٔ ۲۹ - قطعه : این شنیدی که نکته پردازی
شمارهٔ ۳۰ - قطعه : بود قرآن کتابی پای تا سر
شمارهٔ ۳۱ - قطعه : دریغ کان هنر اوستاد ما شیدا
شمارهٔ ۳۲ - قطعه : یکی را گه و بی گه اندر سرای
شمارهٔ ۳۳ - قطعه : اگر بکار تو افتد گره ز بازی چرخ
شمارهٔ ۳۴ - قطعه : حرمت دهقان بود لازم اگرچه بنده را
شمارهٔ ۳۵ - قطعه : گهی بفقر شویامتحان گهی به غنا
شمارهٔ ۳۶ - قطعه : به هر چیز مهرت فزونتر بود
شمارهٔ ۳۷ - قطعه : آنکوست به شط چو بط شناور
شمارهٔ ۳۸ - قطعه : عمارتی که بنا کرد خواجه همچو بهشت
شمارهٔ ۳۹ - قطعه : همیشه رسم جهانست اینکه نعمت را
شمارهٔ ۴۰ - قطعه : هست ثابت که اهل عرفان نیست
شمارهٔ ۴۱ - قطعه : ای همه باد و خاک و آتش و آب
شمارهٔ ۴۲ - قطعه : خون که افسرد چه نفعش ز عناب رسد
شمارهٔ ۴۳ - قطعه : گر ندانی چیست تمثال حرام اندوختن
شمارهٔ ۴۴ - قطعه : گنج منست نیروی من بهر کسب و کار
شمارهٔ ۴۵ - قطعه : هزار شکر که هرچند خامه فرسودم
شمارهٔ ۴۶ - قطعه : مرا صغیر تخلص بهجا بود که سه چیز
شمارهٔ ۴۷ - قطعه : پرسید سائلی ز من آن آب خشگ چیست