برگردان به زبان ساده
لب تو ریخت چنان آبروی آب حیات
که رخت خویش ز خجلت کشید در ظلمات
هوش مصنوعی: لب تو مانند آب حیات، آبرو و زیبایی خود را به اطراف پراکنده کرد، به طوری که خودش از شرمندگی در تاریکی پنهان شد.
من و گذشتن از چون تو دلبری حاشا
تو و نشستن با عاشقی چو من هیهات
هوش مصنوعی: من هرگز نمیتوانم از ویژگیهای تو که دلبرانه است، بگذرم و در کنار کسی مثل من که عاشق است بنشینم. این کار برایم غیرممکن است.
نه من وفات ندیدم که همچو من بسیار
بیافتند وفات و نیافتند وفات
هوش مصنوعی: نه من مرگ را ندیدم که مانند من، خیلیها به مرگ نزدیک شوند اما به آن نرسند.
بسیر دادن جان آئیم بسر ورنه
گر از وفات بود آئی از چه وقت وفات
هوش مصنوعی: اگر جان خود را تقدیم کنیم، حضور ما معنا مییابد؛ و اگر مرگ باشد، پس مرگ از چه زمانی وجود دارد؟
زنند عشق پس از مرگ هم خلاصی نیست
گمان مبر دهدت مرگ از این کمند نجات
هوش مصنوعی: عشق پس از مرگ هم ادامه دارد و هیچ کس نمیتواند به راحتی از آن رهایی یابد؛ نمیتوانی فکر کنی که مرگ، تو را از این دام نجات میدهد.