برگردان به زبان ساده
ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقت
برفت از نظرم روز ابتدای فراقت
هوش مصنوعی: ای دوست، چون زمان زیادی گذشته، فاصلهات آنقدر طولانی شده که دیگر نمیتوانم روزهای آغازین جداییات را در ذهن خود مجسم کنم.
همین نه من بفراق تو مبتلا شدم و بس
به هر که می نگرم هست مبتلای فراقت
هوش مصنوعی: من تنها به خاطر دوری تو در رنج و عذاب هستم و بس. هر که را میبینم، او نیز گرفتار درد جدایی توست.
مگر بشر بت وصلم کنی علاج که دیگر
به هیچ به نشود درد بیدوای فراقت
هوش مصنوعی: آیا میتوانی مرا به وصال معشوق برسانی؟ چون به هیچ درمانی برای درد دوری تو دست نمییابم.
دل حزین نشود هیچگه زیاد تو خالی
انیس جان نبود هیچکس سوای فراقت
هوش مصنوعی: دل همیشه غمگین نمیشود، چون هیچکس نمیتواند به اندازهی تو این احساس تنهایی و دلتنگی را پر کند.
کنار من که فراقت نشسته جای تو خواهم
شود دمی که نشینی تو باز جای فراقت
هوش مصنوعی: وقتی که تو کنارم هستی، جایت همیشه در قلبم خواهد بود. اما هر لحظه که دوری، آن جای خالی تو حس خواهد شد.
ز من جدا نشود لحظه فراق و چه خوش بود
اگر وفای تو هم بود چون وفای فراقت
هوش مصنوعی: لحظه فراق از من جدا نمیشود و چه خوب میشد اگر وفای تو نیز به اندازه وفای جداییات بود.
فراق هم بفراق تو مبتلاست نداند
صغیر با که دهد شرح ماجرای فراقت
هوش مصنوعی: عذاب جدایی مختص جدایی توست و کسی که هنوز کوچک است نمیداند که چگونه میتواند ماجرای جدایی تو را برای دیگران توضیح دهد.