برگردان به زبان ساده
دمی که پرده ز رخسار خود براندازی
ز روی خود مه و خورشید را خجلسازی
هوش مصنوعی: هر زمانی که پرده از چهرهات برداری، با زیباییات ماه و خورشید را شرمنده میکنی.
بپردهٔی و دل از کف بری چه خواهی کرد
دمی که پرده ز رخسار خود براندازی
هوش مصنوعی: زمانی که پردهای را کنار بزنی و دل از دست بدهی، دیگر چه اقدامی میتوانی انجام دهی وقتی که پرده از چهرهات کنار میرود؟
نه خون دل خورمام روز با خیال لبت
که سالهاست که با جان خود کنم بازی
هوش مصنوعی: من در طول روز به خاطر خیال لبهایت دلخور و غمگین هستم، در حالی که سالهاست دارم با زندگیام بازی میکنم.
ز بند بند من آید نوا که در چنگت
فتادهام چو نی و از لبم تو ننوازی
هوش مصنوعی: آوای دل من از زنجیرهای زندگیم برمیخیزد، چون در چنگ تو گرفتار شدم، اما از لب تو چنگی به گوش نمیرسد.
زمانه نسبت قد تو را چو داد بسرو
برای سرو شد این مایهٔ سرافرازی
هوش مصنوعی: زمانه به قد و قامت تو اهمیت داده و آن را با زیبایی سرو مقایسه کرده است، بنابراین این موضوع باعث شده که تو در میان دیگران سر بلند و سرافراز باشی.
بناز بر همه عالم که با چنین صورت
رواست هر قدر ای نازنین بخود نازی
هوش مصنوعی: به خود ببال و افتخار کن که چون تو زیبایی در هیچ کجای دنیا وجود ندارد؛ هر میزان که بخواهی، میتوانی به زیباییات ببالیدن و ناز کردن را ادامه دهی.
هوای وصل تو چون در سر صغیر افتاد
بسوخت بال و پرش زین بلند پروازی
هوش مصنوعی: طرز فکر و آرزوی وصال تو به قدری قوی است که در ذهن کسی کم سن و سال جای گرفته و او را به شدت تحت تاثیر قرار داده، به طوری که این اشتیاق، او را در آتش عشق سوزانده و بال و پرش را برای پرواز نابود کرده است.