برگردان به زبان ساده
قاصد کویش دلا تا نالهٔ شبگیر کردی
دست در گیسوی مشگینش بدین تدبیر کردی
هوش مصنوعی: پیامآور عشقش، دلبر، به کجا رفتهای؟ به یاد تو در دل شب، نالهای سر دادم و دستم را در گیسوان سیاهش فرو بردم، تا با این تدبیر دل را تسکینی دهم.
بعد عمری صبح و صلش گشت طالع میندانم
در کدامین شب تو ای آه سحر تاثیر کردی
هوش مصنوعی: پس از مدتی طولانی که انتظار کشیدم، حالا صبح روشن و دلانگیزی فرارسیده است، اما نمیدانم در کدام یک از شبهای گذشته بود که تو ای آه صبحگاهی تأثیری خاص بر من گذاشتی.
خسروا خیل غمم در ملک دل بهر چه تازی
خود تو این ویرانه را از غمزهئی تسخیر کردی
هوش مصنوعی: ای خسرو، جمع غمهایم در قلبم را به چه دلیلی با نگاه تند خود این ویرانه را فتح کردی؟
پیش از آن کافتد بگیسویت دل من بدفراری
منتت دارم که این دیوانه را زنجیر کردی
هوش مصنوعی: قبل از اینکه دل من به سویت شتافت، منتظر شوی که این دیوانه را زنجیر کردی و از فرار او جلوگیری کردی.
عاشقانت را فکندی گه در آب و گه در آتش
بین چها در عالم از این حسن عالمگیر کردی
هوش مصنوعی: عاشقانت را گاه در آب و گاه در آتش انداختی؛ ببین چه کارها از تو در این دنیا با این زیبایی جهانی کردی.
هم دهم شرح جفایت هم کنم وصف وفایت
خانهها ویران نمودی تا یکی تعمیر کردی
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به بیان احساسات خود درباره عشق و خیانت میپردازد. او میگوید که هم از درد و رنجی که بر او رفته، میگوید و هم از وفاداری و محبت که در دل دارد. همچنین اشاره دارد به اینکه معشوق خانههای روح او را ویران کرده و حالا که یک خانه را دوباره تعمیر کرده، نشان میدهد که تنها یک بار از این بازسازی خوشحال شده است.
وصف ابرویت صغیر خسته جان میگفت و غافل
قافیه مجهول گشت و دست بر شمشیر کردی
هوش مصنوعی: توصیف ابروی تو به قدری جذاب و دلنشین است که جانم را خسته کرده و در این حال بیخبر از آن هستی. در عین حال، وقتی که به این زیبایی فکر میکنم، به دست گرفتن شمشیر تو نیز را به یاد میآورم.