برگردان به زبان ساده
چوبدید خویشتن را همه حسن و دلربائی
به هزار رنگ پوشید لباس خودنمائی
هوش مصنوعی: انسان باید در نگاه به خود، تمام زیباییها و جذابیتها را به شکلهای مختلف ببیند و همواره خود را با لباسهای دلربا و نمایشهای جذاب بپوشاند.
بنمود خویشتن را بخود و ز فرط خوبی
دل خود ربود از کف بنگر بدلربائی
هوش مصنوعی: خود را به نمایش گذاشت و از شدت زیباییاش، دل خود را از دست داد. به او بنگر که چگونه دلها را میرباید.
عجب از کمند زلفش که برای عالمی شد
همه رشتهٔ اسیری همه دام مبتلائی
هوش مصنوعی: شگفتا از گیسوانش که چگونه برای جهانیان تبدیل به زنجیر و دامی شده است که همه در بند آن افتادهاند.
به ازل چو دانهٔ خال نمود تا قیامت
همه مرغهای دل شد به هوای آن هوائی
هوش مصنوعی: در ابتدا، همچون دانهای سیاه، آغاز شد. تا روز قیامت، همه پرندگان دل به خاطر آن حال و هوا دلباخته و مشتاق خواهند بود.
گرهی نمیشود باز ز کار خلق عالم
اگر او ز زلف پرچین نکند گرهگشائی
هوش مصنوعی: هرگز مشکلات و گرههای زندگی مردم حل نخواهد شد، مگر اینکه او از پیچ و تاب موی خود گرهگشایی کند.
بحقیقت ار ببینی ره بردن دلست این
که بهرکسی گشوده است دری ز آشنائی
هوش مصنوعی: اگر به دقت نگاه کنی، در واقع راه بردن دل به معنای ایجاد ارتباط و دوستی است. این رابطه به خاطر آشنایی و شناخت یکدیگر، برای هر کسی باز شده است.
نفسی ز غم رهائی نبود برای عاشق
که به گاه وصل هم دل تپد از غم جدایی
هوش مصنوعی: برای عاشق، حتی در زمان وصال و دیدار، آرامش و راحتی وجود ندارد؛ زیرا دل او همچنان به خاطر جدایی و غمهای گذشته میتپد و نگران است.
چو گدای درگه عشق بود صغیر شاید
به شهنشهان اگر فخر کند از این گدائی
هوش مصنوعی: اگر کسی در عشق به مقام و منزلتی پایین باشد، ممکن است هنوز هم بتواند به خاطر عشقش به بزرگی و افتخار در کنار شاهان افتخار کند.