برگردان به زبان ساده
تو مرغ گلشن قدسی نه در خور قفسی
قفسشکن که به گلزار قدس بازرسی
هوش مصنوعی: تو پرندهای از باغ بهشت و نمیتوانی در قفس زندگی کنی. تو باید از قفس بیرون بیایی و به گلزار بهشت بروی.
تو را که بر سر طوبی است آشیان آخر
در این چمن ز چه پابست مشت خاروخسی
هوش مصنوعی: تو که درختی شکوهمند و پر برکتی هستی، چرا در این چمن خشک و بیروح گرفتار شدهای؟
اگر شه زمنی یا گدای گوشهنشین
دمی که مرگ درآید نگویدت چه کسی
هوش مصنوعی: اگر پادشاه باشی یا یک گدای ساده، در لحظهای که مرگ به سراغت میآید، هیچکسی نمیتواند به تو بگوید چه کسی هستی.
ز پادشاه توانا به وقت لهو و لعب
نترسی و متزلزل ز ناتوان عسسی
هوش مصنوعی: از پادشاه قدرتمند نترس و در زمان تفریح و شادی، نلغز و مردد نشو به خاطر یک سرباز ضعیف.
رسید مرکب چوب و ز تازیانهٔ آز
تو روز و شب به تکاپو چو تندرو فرسی
هوش مصنوعی: به زحمت و تلاش خود ادامه میدهی و به طور مداوم در تلاش برای پیشرفت هستی، مانند اسب تندرو که همیشه در حال دویدن است.
صغیر در پی لذات دنیوی تا کی
همی دو دست به سر میزنی مگر مگسی
هوش مصنوعی: بچهای که همواره در پی لذتهای دنیایی است، تا چه زمانی باید دست به سرش ببرد؟ مگر فقط یک مگس است؟