برگردان به زبان ساده
بگرفته خواب چشمم غم چشم نیم خوابی
بربوده صبر و تابم رخ به ز آفتابی
هوش مصنوعی: پلکهای چشمم به خواب رفته و غم آنها را گرفته است. نیمی از خوابم را گرفته و صبر و تحملم را از بین برده است. چهرهاش از آفتاب هم زیباتر است.
چو بره نشینم او را بره دگر خرامد
چو کنم سئوالی از وی ندهد مرا جوابی
هوش مصنوعی: وقتی که من نشستهام و او مانند برهای دیگر در حرکت است، اگر از او سؤالی بپرسم، هیچ پاسخی به من نمیدهد.
در او به لابه کوبم که شدن بکوی آن مه
بجز از در تضرع نتوان بهیچ بابی
هوش مصنوعی: در او به شدت میکوبم که به درگاه آن دختر زیبا برسم و جز با زاری و دعا نمیتوانم به هیچ راهی وارد شوم.
بجز از خط نکویان نشوی ز عشق آگه
که رموز عشق را کس ننوشته در کتابی
هوش مصنوعی: علاوه بر زیبایی نوشتههای خوب، هیچ چیز دیگری نمیتواند عشق را به خوبی نشان دهد. زیرا هیچکس رازهای عشق را در کتابی ننوشته است.
ز جمال یار دانی چه بود قمر فروغی
ز محیط عشق دانی چه بود فلک حبابی
هوش مصنوعی: از زیبایی معشوق میدانی چه خبر است؟
نور او مانند قمر درخشان است و عشق همچون دنیایی است که به دور آن میچرخد. فلک مانند حبابی است که در این میان وجود دارد.
نرسد بوجد و حالی کسی از حضور زاهد
که نخورده است هرگز کسی از سراب آبی
هوش مصنوعی: هیچ کس از دیدن فرد پرهیزگار خوشحال و متاثر نمیشود، چرا که آن شخص هیچگاه از سراب آب نچشیده است.
من و مهر آنکه نبود چو عداوتش گناهی
من و عشق آنکه نبود چو محبتش ثوابی
هوش مصنوعی: من و مهر و محبت آن کسی که دشمنی با او گناه نیست، و من و عشق آن کسی که دوست داشتنش پاداشی ندارد.
علی آن سرور جانها علی آن سکون دلها
که به لطف او ندارم ز قیامت اضطرابی
هوش مصنوعی: علی، آن کسی است که جانها به او شاداب میشود و دلها در آرامش او قرار میگیرد. به برکت وجود او، من در روز قیامت هیچ گونه نگرانی و اضطرابی ندارم.
چو زند صغیر ازو دم بودش یقین که هرگز
بهزار گونه عصیان نکند حقش عذابی
هوش مصنوعی: زمانی که کودک از او صحبت کند، او به یقین میدانست که هرگز به هزاران شیوه نافرمانی نخواهد کرد و حقش عذابی نخواهد بود.