برگردان به زبان ساده
ساقی از آن دو جرعه که در جام کردهای
هم فارغم ز ننگ و هم از نام کردهای
هوش مصنوعی: ای ساقی، با آن دو جرعهای که در جام ریختهای، هم از عیب و ننگ رها میشوم و هم از نام و آوازه.
بایست می ز چشم توام تا شوم خراب
اتمام ده به آنچه که اکرام کردهای
هوش مصنوعی: باید منتظر بمانم تا از نگاه تو به نابودی برسم، زیرا تمام این احترامی که به من گذاشتهای، به همین امر وابسته است.
انعام کردنت به من انعام ثانی است
کاول مرا تو لایق انعام کردهای
هوش مصنوعی: سخن از این است که بخشش و لطفی که به من میکنی، یک بار دیگر است، چرا که نخستین بار نیز تو سزاوار این بخشش بودهای.
حسنت بود به دیدهٔ خاصان عیان تو رخ
مستور کردهای ولی از عام کردهای
هوش مصنوعی: زیبایی تو فقط برای برخی افراد خاص آشکار است، در حالی که تو چهرهات را پنهان کردهای، اما برای عموم مردم آن را نمایان کردهای.
ای زلف یار تا تو شدی دام دل مرا
آزادم از مشقت هر دام کردهای
هوش مصنوعی: ای زلف یار، زمانی که تو وارد زندگیام شدی، باعث شدی که من از تمام سختیها و مشکلات رهایی پیدا کنم، حتی از هر دامی که برایم به وجود آمده بود.
ای دل چه شیوه است به کار تو کاینچنین
آهوی چشم یار به خود رام کردهای
هوش مصنوعی: ای دل، چه روشی در تو وجود دارد که اینگونه دلبر چشمفروشی را به خود جذب کردهای؟
ای آه شعلهبار چه داری به سر مگر
کاین گونه قصد خرمن ایام کردهای
هوش مصنوعی: ای آه آتشین، تو چه بر سرت آمده که اینگونه به خرمن روزگار حملهور شدهای؟
جز پختگی به کار نیاید به راه عشق
با خام طبعگو طمع خام کردهای
هوش مصنوعی: فقط با تجربه و پختگی میتوان در راه عشق قدم برداشت، وگرنه با ناپختگی نباید به عشق امیدی داشت.
شهدی که از کلام تو ریزد همی صغیر
بیشک ز لعل نوشلبی وام کردهای
هوش مصنوعی: هر چه شیرینی از گفتارت میریزد، بیگمان از لبهای خوشبو و زیبا وام گرفتهای.