برگردان به زبان ساده
دوش بهر گریه در هجرت مجالی داشتم
با خیال طرّهات آشفته حالی داشتم
هوش مصنوعی: دیشب فرصتی برای گریه به خاطر دوریات داشتم و در فکر موهایت دچار آشفتگی شدم.
یاد ایّامی که با لبخندی از لعل لبت
میزدودی از دل من گر ملالی داشتم
هوش مصنوعی: یاد آن روزهایی که با لبخند زیبا و شیرینت روح و جانم را شاد میکردی، حتی اگر در دل من غمی وجود داشت.
میگرفتم از اشارتهای ابرویت جواب
در ضمیر از هر دو عالم گر سئوالی داشتم
هوش مصنوعی: با نگاهی به ابروهای تو، پاسخ پرسشهایم را از عمق وجود و از عالمهای مختلف دریافت میکردم، هرگاه که سوالی برایم پیش میآمد.
کاش بودم با کبوترهای بامت همنشین
باز خوش بودم اگر بشکسته بالی داشتم
هوش مصنوعی: ای کاش با کبوترهای روی بام تو همنشین بودم و حتی اگر بالی شکسته داشتم، با این حال خوشحال میبودم.
تا کنون هجر تو جسم و جان من فرسوده بود
در دل خود گر نه امید وصالی داشتم
هوش مصنوعی: مدتهاست که دوری تو روح و جسمم را خسته کرده است و اگر در درونم امیدی به وصالت داشتم، این حالت برایم قابل تحملتر بود.
زیر شمشیر تو کردم ناله از بیطاقتی
در شهیدانت از این فعل انفعالی داشتم
هوش مصنوعی: در زیر شمشیر تو، از بیتابی خود ناله کردم و از این رفتار انفعالی در برابر شهیدانت احساس میکردم.
این غزل با سوز دل آمیخت پا تا سر صغیر
چونکه در دل لالهسان داغ غزالی داشتم
هوش مصنوعی: این غزل را با حسی عمیق و غمانگیز از دل میسرایم، چون در وجودم شَمعوار محبتی سوزان و داغی شبیه به داغ لاله دارم.