برگردان به زبان ساده
ای عجب ما خسته جان از فرقت جانانهایم
با وجود اینکه با جانانه در یک خانهایم
هوش مصنوعی: عجب! ما که از دوری محبوب از پا درآمدهایم، با اینکه در یک خانه و در کنار او هستیم.
خویش را بدنام کردیم و به بدنامی خوشیم
عاقلان از ما بپرهیزید ما دیوانهایم
هوش مصنوعی: ما خود را بدنام کردهایم و از این بدنامی راضی هستیم، ای عاقلها از ما دوری کنید زیرا ما دیوانهایم.
هر کسی را کسوت عریانی از حق کی رسد
ما گدایان در خور این خلعت شاهانهایم
هوش مصنوعی: هر کسی به اندازه شایستگی و پاکی خود به معرفت و حقیقت میرسد، اما ما که در طلب حقیقت هستیم، از ورود به این مقام بلند و ارزشمند برخورداریم.
زاهدا محراب و مسجد بر تو ارزانی که ما
روز و شب مست و خراب افتاده در میخانهایم
هوش مصنوعی: ای زاهد، برای تو کارهای عبادی همچون محراب و مسجد راحت و آسان شده، اما ما در این حال که روز و شب مست و خرابیم، در میخانه به سر میبریم.
در ازل خوردیم یک پیمانه از مینای عشق
تا ابد در وجد و حالت از همان پیمانهایم
هوش مصنوعی: در آغاز، جرعهای از عشق نوشیدیم و تا همیشه در حال شادی و نشئه، از همان جرعه بهرهمند هستیم.
پیش شمع روی جانان جان نبازیم از چه رو
ما مگر در عشقبازی کمتر از پروانهایم
هوش مصنوعی: ما چرا جان خود را به پای محبوب نمیگذاریم؟ آیا ما در عشق و عاشق بودن کم از پروانهها هستیم؟
هر چه میخواهی بکن ای آشنا با ما که ما
تا گرفتار توایم از خویشتن بیگانهایم
هوش مصنوعی: هر کاری که دوست داری انجام بده، ای دوست نزدیک ما، زیرا وقتی که ما درگیر تو هستیم، از خودمان بیخبر و دور هستیم.
گنج در ویرانهٔ دل جستهایم وزین سبب
روز وشب در کنجکاوی اندر این ویرانهایم
هوش مصنوعی: ما در خرابه دل، گنجی را جستجو کردهایم و به همین دلیل، شب و روز در این ویرانه مشغول کنجکاوی هستیم.
تا بچنگ آریم آنزلف پریشان چون صغیر
با صبا در کشمکش گاه و گهی با شانهایم
هوش مصنوعی: ما در تلاشیم تا آن موهای پریشان را به دست بگیریم، همانگونه که یک کودک در نبرد با وزش نسیم، گاه و بیگاه با شانهای به سر و سامان میآورد.