برگردان به زبان ساده
شبی که زلف تو ای نازنین فتاد بدستم
ز کاینات بریدم دل و بموی تو بستم
هوش مصنوعی: شبی که زلف زیبای تو به دست من افتاد، به خاطر تو از تمام کائنات دل بریدم و عشقم را به موی تو گره زدم.
بجز تو روی ارادت بهیچ سوی ندارم
که خاستم ز سر عالمی و با تو نشستم
هوش مصنوعی: به جز تو، به هیچ کس دیگری ارادت ندارم. تصمیم گرفتم از همه چیز دست بکشم و فقط با تو باشم.
مرادم اول و آخر توئی و روی تو باشد
چراغ شام ابد آفتاب صبح الستم
هوش مصنوعی: منظور این است که هدف و مقصود من در آغاز و پایان هر چیزی، فقط تو هستی و وجود تو همچون نوری است که در تاریکی شام ابدی میدرخشد و به مانند آفتاب صبح، روشنی بخش زندگی من است.
تو را ستایم و بس هر که را که من بستایم
تو را پرستم و بس هر چه را که من به پرستم
هوش مصنوعی: من تنها تو را میستایم و به جز تو هیچکس دیگری را نمیستایم و هر چه را که من به ستایش میگیرم، میپرستم تنها تو را.
دهانت از عدم و از وجود برده برونم
نه آگهی دگر از نیست باشد و نه ز هستم
هوش مصنوعی: زبانت از چیزی که نه وجود دارد و نه عدم، پنهان است. نه از نبود چیزی خبر داری و نه از وجود آن.
چنان ز گردش چشمت شدم ز دست که مستان
کشند دوش بدوش و برند دست بدستم
هوش مصنوعی: به خاطر چشمانت که مانند درختی در حال چرخش است، به قدری شگفت زده شدم که مانند مستها در کنار هم، دستهایمان به هم گره خورده و در حرکتیم.
مرا ز عشق تو ای مایهٔ امید همین بس
که در کمند تو از قید هر دو کون برستم
هوش مصنوعی: محبت تو برای من به اندازهای کافی است که به خاطر آن از هر دو جهان آزاد شدم و در دام عشق تو گرفتار شدم.
بصد طلسم فتادم براه عشق و لیکن
بیمن نام علی آن طلسمها بشکستم
هوش مصنوعی: با صدها مشکل و موانع مواجه شدم تا به مسیر عشق وارد شوم، اما با برکت نام علی، آن موانع را پشت سر گذاشتم و شکستشان دادم.
بغیر باده گساران بزم ساقی کوثر
کسی صغیر نداند که من ز جام که مستم
هوش مصنوعی: تنها در جمع بادهنوشان و در مراسمی که ساقی کوثر حضور دارد، هیچکس به سن و سال من توجهی ندارد و من از این جام احساس مستی میکنم.