برگردان به زبان ساده
من نخواهم به کسی زهد و ریا بفروشم
گو همه خلق بدانند که می مینوشم
هوش مصنوعی: من قصد ندارم به خاطر دیگران خودم را زاهد و پارسا جلوه دهم، حتی اگر همه بفهمند که من شراب مینوشم.
واعظ بیهدهام وعظ مفرما که بود
در بر پیر مغان رهن کلامی گوشم
هوش مصنوعی: واعظ، نیازی به نصیحت تو ندارم، چرا که در کنار پیر مغان، یادگیری و کلامی شنیدم که برای من ارزشمندتر است.
دستبرد غم عشق تو بنازم ای دوست
که ببردهست ز تن طاقت و از سر هوشم
هوش مصنوعی: غم عشق تو را میستایم، ای دوست، که این احساس به قدری عمیق است که از جسمم نیروی طاقت و از ذهنم عقل را ربوده است.
گر نه از بهر نثار قدمت بود سرم
زیر این بار گران هیچ نرفتی دوشم
هوش مصنوعی: اگر نبود که برای خدمت به تو است، من زیر این بار سنگین هیچگاه قدم از قدم برنمیداشتم.
پای تا سر همه در ذکر گل روی توام
گرچه لبدوخته و غنچهصفت خاموشم
هوش مصنوعی: من به طور کامل در فکر و ذکر زیبایی و حضور تو غرق شدهام، هرچند که ظاهرم ساکت و بیصداست و مانند یک غنچه که هنوز باز نشده است، خاموش ماندهام.
با کسی انس نگیرد دلم از خلق جهان
جز خیالت که مصور شده در آغوشم
هوش مصنوعی: دلم با هیچکس جز تو، که در خیال من به تصویر درآمدهای، ارتباط برقرار نمیکند و از دیگران دل خوشی ندارم.
چون که غمگینی من باعث خرسندی توست
روز و شب در پی غمگینی خود میکوشم
هوش مصنوعی: وقتی ناراحتی من باعث خوشحالی تو میشود، من هر روز و شب سعی میکنم که غمگین بمانم.
هر زمان روی تو را مینگرم همچو صغیر
دیده یکبارگی از هر دو جهان میپوشم
هوش مصنوعی: هر بار که به چهره تو نگاه میکنم، مثل کودکانی که ناگهان از همه چیز غافل میشوند، همه چیز را از ذهنم پاک میکنم.