برگردان به زبان ساده
چنان به عشق تو وارستهام ز ننگ و ز نام
که ننگ مینشناسم کدام و نام کدام
هوش مصنوعی: من به قدری به عشق تو دلباختهام که نه ننگ را میشناسم و نه به نام کسی اهمیت میدهم.
چو موی و روی تو دیدم بهم قرین گفتم
که شب بروز قرین گشته کفر با اسلام
هوش مصنوعی: وقتی مو و زیبایی تو را دیدم که در کنار هم قرار گرفتهاند، گفتم که شب و روز به هم پیوستهاند و کفر و اسلام نیز کنار هم قرار گرفتهاند.
کسیکه عشق ندارد بخامیش شک نیست
گر آتشی نبود از چه پخته گردد خام
هوش مصنوعی: کسی که عشق را تجربه نکرده، نمیتواند به روشنی درک کند که چگونه ممکن است چیزی خام از دل آتش بپزد. اگر آتشی وجود نداشت، خام هم نمیتوانست پخته شود.
بنام یار مکن اکتفا و راه طلب
به پیش گیر کز این ره رسی بصاحب نام
هوش مصنوعی: از نام محبوب کمک خواستن کافی نیست، بلکه باید در مسیر طلب حرکت کنی، زیرا از این طریق میتوانی به صاحب نام و مقام دست پیدا کنی.
چگونه شکر دل خویشتن گذارم من
که تا ندید دلارام را نگشت آرام
هوش مصنوعی: چطور میتوانم دل خود را شاد کنم، در حالی که هنوز زیبای دلانگیز را ندیدهام و آرامش نیافتهام؟
شنیدهٔی که غلام غلام شد محمود
عجب مدار که محمود گشته بود غلام
هوش مصنوعی: آیا شنیدهای که غلام به مقام و مرتبهای رسید و به خدمت محمود درآمده؟ تعجب نکن که خود محمود به نوعی غلام شده بود.
اگر ایاز به تخت شهی نشست از شاه
قبول امر نمود و به بندگی اقدام
هوش مصنوعی: اگر ایاز به مقام سلطنت رسید، این به دلیل تأیید و پذیرش شاه بود و او به خدمتگزاری مشغول شد.
من از کشیدن میناگزیرم ای ناصح
که سیل غم بردم گر ز کف گذارم جام
هوش مصنوعی: من ناچار به نوشیدن الکل هستم، ای راهنمای من، چون سیلاب غم و اندوهی که دارم، اگر حتی جامی را از دستم بیندازم، نتوانم آن را کنار بگذارم.
صغیر از غم بیمهری مهی نالد
وگرنه هیچ ندارد بدل غم ایام
هوش مصنوعی: کوچک زود از بیمحبتی مهی ناله و زاری میکند، وگرنه هیچ چیز دیگری ندارد که به جای اندوه روزگارش بگذارد.