برگردان به زبان ساده
عشق یارب چه قماریست که نشناختهایم
با وجودیکه به نزدش دل و دین باختهایم
هوش مصنوعی: عشق، ای خدا، چه بازی خطرناکی است که ما از ماهیت آن بیخبر هستیم، در حالی که قلب و ایمانمان را به آن دادهایم.
یوسفا ما به تماشای ترنج ذقنت
دست ببریده و بر خویش نپرداختهایم
هوش مصنوعی: ما برای تماشای زیباییهای تو آمدهایم و به خودمان نپرداختهایم، حتی اگر که در این راه دچار درد و رنج شویم.
گرچه هم پنجهٔ شیریم بهنگام مصاف
پیش آهوی دو چشمت سپر انداختهایم
هوش مصنوعی: هرچند که ما در هنگام نبرد همچون شیر勇و شجاع هستیم، اما برای تو، به عنوان محبوبم، خود را تسلیم کردهایم و از خود دفاع نمیکنیم.
بر تن ما نکند آتش دوزخ اثری
که بآتشکدهٔ عشق تو بگداختهایم
هوش مصنوعی: آتش دوزخ بر بدن ما هیچ تأثیری ندارد، چرا که ما به خاطر عشق تو، خود را در آتش عشق افکندهایم.
ای صبا چند پریشان کنی آن گیسو را
ما برای دل خود خانه در آن ساختهایم
هوش مصنوعی: ای باد، چرا آن گیسوی پریشان را اینقدر به هم میزنی؟ ما برای دل خود در آن زیباییها ساکن شدهایم.
دست صاحب علمی کرده علم قامت ما
ورنه ما رایت هستی نه خود افراختهایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر علم و دانش دیگران به پای خود ایستادهایم و اگر علم آنها نبود، ما هیچ چیزی نبودیم و خود را نمیتوانستیم بالا بکشیم.
عمر معدوم شد و هیچ نگفتیم صغیر
که بمیدان وجود از چه سبب تاختهایم
هوش مصنوعی: زمان ما به سرعت گذشت و هیچ چیزی نگفتیم، ای جوان! که به چه دلیلی به دنیا آمدهایم.