برگردان به زبان ساده
کی زبام تو من سوخته جان بر خیزم
تا بسنگ اجل از بام جهان برخیزم
هوش مصنوعی: من از سینهی سوختهام در شوق پرواز به آسمان تو بهزودی برمیخیزم تا از مرگ و پایان زندگی در این جهان آزاد شوم.
باز در خانه فرو آیمت از گوشهٔ بام
آنزمان هم که پی نقل مکان برخیزم
هوش مصنوعی: من دوباره از گوشهی بام به خانهات میآیم، حتی زمانی که تصمیم به تغییر مکان داشته باشم.
بال بشکستی و پا بستی و دل خستی و باز
میزنی سنگ که برخیز چسان برخیزم
هوش مصنوعی: تو بال و پر خود را شکستی، پاهایت را به زنجیر کشیدی و دل به درد آوردی، اما دوباره سنگی برمیداری و میگویی چطور میتوانم برخیزم؟
چو نشان گر ز نیم تیر نشینم نه چو تیر
بفشار سر شستی ز کمان برخیزم
هوش مصنوعی: وقتی که به هدف نزدیک میشوم مانند تیر در حالت نشسته نیستم، بلکه با قدرت و انرژی از کمان خارج میشوم.
حاصل کون و مکان عشق تو و نیست عجب
گر بعشقت ز سر کون و مکان برخیزم
هوش مصنوعی: نتیجه وجود و فضایی که به خاطر عشق تو به وجود آمده، این است که اگر به عشق تو از تمام آنها دست بکشيم، شگفتآور نیست.
خیز و بر دیدهٔ من سر و قد خویش نشان
بنشین تا برهت از سر جان برخیزم
هوش مصنوعی: بیا و بر چشمان من جلوه کن و زیباییات را به نمایش بگذار، تا جانم از شوق تو به وجد بیاید و از جا خود بلند شوم.
غیر من پرده میان من و او نیست صغیر
خرم آنروز که من هم ز میان برخیزم
هوش مصنوعی: تنها من مانع ارتباط من و او نیست. روزی خوش خواهد بود که من نیز از میان این موانع کنار بروم.