برگردان به زبان ساده
عمریست که در هجران میسوزم و میسازم
با این غم بی پایان میسوزم و میسازم
هوش مصنوعی: سالهاست که به خاطر دوری یاری، در عذاب و رنج هستم و با این درد بیپایان زندگی میکنم.
در بزم فراق ای دوست شب تا بسحر دایم
چون شمع سرشک افشان میسوزم و میسازم
هوش مصنوعی: در مراسم جدایی، ای دوست، تا سپیدهدم مانند شمعی که اشک میریزد، میسوزم و به مشکلات زندگی ادامه میدهم.
بی روی تو شد عالم زندان بلا بر من
با محنت ا ین زندان میسوزم و میسازم
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، تمام جهان برای من به زندانی پر از درد تبدیل شده است. با این زحمت و رنج، در این زندان میسوزم و به زندگی ادامه میدهم.
پویای ره کویت جویای گل رویت
با خار در این بستان میسوزم و میسازم
هوش مصنوعی: در جستجوی تو در این بستان هستم و با وجود خارهایی که در اطراف است، به عشق زیباییات میسوزم و با امید زندگی میکنم.
حرمان وصال تو آتش زده بر جانم
با آتش این حرمان میسوزم و میسازم
هوش مصنوعی: فراق و دوری تو باعث شده که درونم به شعلهای از درد دچار شوم و با همین آتش، روزگار میگذرانم و زندگی میکنم.
از طعن رقیب آذر دارم بجگراما
با سرزنش عدوان میسوزم و میسازم
هوش مصنوعی: من از زخم زبان و طعنههای رقیبان در دل خود ناراحتی دارم، ولی با سرزنشهای دشمنان کنار میآیم و ادامه میدهم.
مانند صغیر از دل آهم شرر انگیزد
با این نفس سوزان میسوزم و میسازم
هوش مصنوعی: مانند یک کودک از دل من، آتشی شعلهور برمیخیزد، با این نفس سوزان هم میسوزم و هم به زندگی ادامه میدهم.