برگردان به زبان ساده
تا نظر بر آن رخ چون آفتاب افکنده ایم
ای بسا پروین که از چشم پر آب افکنده ایم
هوش مصنوعی: ما هنگام تماشای چهرهات که مانند آفتاب میدرخشد، بسیاری از ستارهها را به خاطر اشکهای خود از دست دادهایم.
او بما دلسرد و ما محو تماشای رخش
فصل دی خوش الفتی با آفتاب افکنده ایم
هوش مصنوعی: او ما را دلسرد کرده و ما در تماشای زیبایی چهرهاش غرق شدهایم. در این فصل دی، خوشبختی را در آغوش خورشید یافتهایم.
یار را بی پرده بتوان دید هر سو بنگری
ما زوهم خود بروی او نقاب افکنده ایم
هوش مصنوعی: دوست را میتوان از هر سمت که نگاه کنی دید، اما ما خود را به او پنهان کردهایم.
چشم زاهد بر کناب و چشم ما بر خال یار
ما نظر بر نقطهام الکتاب افکنده ایم
هوش مصنوعی: چشم زاهد به کتاب و مسائل دینی دوخته شده، اما چشم ما به زیبایی و جذابیت معشوق است. ما توجه و تمرکز خود را بر نقطهای از زیبایی او قرار دادهایم.
نیست باک ار خود گیاه فتنه روید از تراب
تا بسر ظل لوای بوتراب افکنده ایم
هوش مصنوعی: نگران نیستیم اگر در دل خاک گیاه فتنهای بروید، چرا که ما زیر سایه پرچم بوتراب، پناه گرفتهایم.
ازدنی طبعان چه غم وزفتنهٔ ایشان که ما
دست بر دامان آن عالی جناب افکنده ایم
هوش مصنوعی: ما از نگرانیهای دنیای مادی و مشکلاتی که دیگران برای ما ایجاد میکنند، غمگین نیستیم، چون ما به شخصیت والایی چنگ زدهایم و به او وابستهایم.
گر دل خود جز بمهر او دهیم الحق صغیر
خویشتن را دور از راه صواب افکنده ایم
هوش مصنوعی: اگر دل خود را جز به محبت او بدهیم، حقیقتاً خود را به دور از راه درست و صحیح قرار دادهایم.