برگردان به زبان ساده
دربند زلف یار چو شد مبتلا دلم
یکباره شد ز قید دو عالم رها دلم
هوش مصنوعی: وقتی در دام موهای محبوب افتادم، دلم ناگهان از همه وابستگیهای دنیایی آزاد شد.
دیر و حرم کنند بگردش همی طواف
تا گشته جای آن صنم دلربا با دلم
هوش مصنوعی: در دیر و حرم، مردم دور آن زیباروی محبوب میچرخند، چرا که جای آن معشوق دلفریب در دل من جا دارد.
نازم صفای صافی بی درد صوفیان
کز یک پیاله اش شده دار الصفا دلم
هوش مصنوعی: من به سادگی و پاکی دل و روح صوفیان که از یک جرعه شراب، دل و جانم را سرشار از صفا کردهاند، افتخار میکنم.
کردم بلطف خضر چو ظلمات و هم طی
دیدم که هست چشمهٔ آب بقا دلم
هوش مصنوعی: با لطف و کمک خضر، به عمق تاریکیها رسیدم و در این مسیر، چشمهای از آب حیات را یافتن که دل مرا شاد و پر امید کرد.
آنجا که رفته است دلم جز خدای نیست
داند خدا و بس که بود در کجا دلم
هوش مصنوعی: دل من به جایی رفته که جز خدا کسی از آن باخبر نیست. تنها خدا میداند که دل من کجا قرار دارد.
حیف است بشکنند به سنگ جفا، که هست
یک شیشه پر ز جوهرِ مهر و وفا دلم
هوش مصنوعی: جای تأسف است که محبت و وفای من را به راحتی بشکنند، چون دل من مانند یک شیشه پر از عشق و دوستی است.
بیگانه گشته است ز خلق جهان صغیر
تا با علی و آل شده آشنا دلم
هوش مصنوعی: دل من از اینکه با علی و خاندان او آشنا شده، از دیگر مردم این جهان دور شده و احساس بیگانگی میکند.