برگردان به زبان ساده
جز رخ دلستان نمیبینم
هیچکس غیر آن نمیبینم
هوش مصنوعی: غیر از چهره محبوبم هیچ کس را نمیبینم.
کی کنم چارهٔ غمش که دمی
از غم او امان نمیبینم
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم برای غم او چارهای بیابم وقتی لحظهای از غم او را نمیتوانم تحمل کنم؟
ور بخواهم عنان خود گیرم
در کف از خود عنان نمیبینم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم خودم را کنترل کنم، در دستانم قدرتی برای کنترل خود نمیبینم.
در رهش از کدام خود گذرم
من که خود در میان نمیبینم
هوش مصنوعی: در مسیر او، چگونه از خود عبور کنم در حالی که خودم را در وسط این راه نمیبینم؟
با وجودی که بی نشانست او
بجز از او نشان نمیبینم
هوش مصنوعی: با اینکه او خود را نشان نمیدهد، اما جز او هیچ نشانهای نمییابم.
اینکه جز زلف او ندارم جای
غیر از این آشیان نمیبینم
هوش مصنوعی: من جز زلف او جای دیگری نمیشناسم و همین مکان را خانهی خود میدانم.
غیر سودای او ز هر سودا
سودی الّا زیان نمیبینم
هوش مصنوعی: جز عشق او، هیچ عشقی برایم فایدهای ندارد و تنها ضرر میبینم.
هر طرف بنگرم صغیر جز او
در نهان و عیان نمیبینم
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، جز او کسی را نه در پنهان و نه در آشکار نمیبینم.