برگردان به زبان ساده
چون روز ازل رخت به میخانه کشیدیم
امروز عجب نیست که پیمانه کشیدیم
هوش مصنوعی: از همان روز نخست که وجودت را به میخانه آوردیم، جای تعجب نیست که الآن به نوشیدن مشغولیم.
در حشر چو پرسند ز کردار بگویم
عمری همه را ناز ز جانانه کشیدیم
هوش مصنوعی: در روز قیامت وقتی از اعمال و کردارم سوال کنند، میگویم که تمام عمر، فقط از روی محبت و عشق زندگی کردم.
دیدیم چو زنجیر سر زلف بتان را
فریاد و فغان از دل دیوانه کشیدیم
هوش مصنوعی: هنگامی که دیدیم زنجیرهایی که به موهای زیبای معشوق بسته شده، از دل دیوانهای فریاد و ناله بلند شد.
از طره اش آرند بما تا خبر دل
منت ز صبا گاه وگه از شانه کشیدیم
هوش مصنوعی: موهای او را چون ریسمان زیبایی در دست میگیرند و خبر دل من را به نسیم صبح میفرستند، گاهی هم آن را از روی شانهاش برمیداریم.
از سوختن خود به بر شمع عذارش
سدی بره صحبت پروانه کشیدیم
هوش مصنوعی: از خودسوزی و درد دل در کنار شمع، نشان میدهد که چه قدر به زیبایی و جذابیت پروانه ی اشاره شده نزدیک شدهایم.
یکتار از آن گیسوی پرچین و گره بود
آنرشته که در سبحهٔ صد دانه کشیدیم
هوش مصنوعی: یک تار از آن گیسوی پرچین و گرهدار، همانند رشتهای است که در تسبیحی با صد دانه وجود دارد.
دیدیم چو خلقی همه بیگانه ز عشقد
پا یکسر از آن مردم بیگانه کشیدیم
هوش مصنوعی: وقتی دیدیم که مردم همه از عشق بیگانه هستند، به طور کامل از آنها فاصله گرفتیم.
تا حشر به میخانه مقیمیم صغیرا
چون روز ازل رخت به میخانه کشیدیم
هوش مصنوعی: ما تا روز قیامت در میخانه خواهیم ماند، چرا که از زمان آغاز خلقت، عشق و زیبایی را به میخانه و شراب آوردهایم.