برگردان به زبان ساده
گر من از طعن رقیبان تو اندیشه کنم
کی توانم روش عشق تو را پیشه کنم
هوش مصنوعی: اگر من به نیش و کنایههای رقبایت فکر کنم، چگونه میتوانم راه و رسم عشق تو را در پیش بگیرم؟
من که در خلوت دل با تو هم آغوش شدم
دگر از سرزنش غیر چه اندیشه کنم
هوش مصنوعی: من که در تنهایی و آرامش قلبم با تو پیوند عاطفی برقرار کردهام، دیگر از انتقاد و نظر دیگران چه فکری به ذهنم میآید؟
بیشهٔ عشق تو منزلگه هر روبه نیست
من هم از شیردلی جای در این بیشه کنم
هوش مصنوعی: جنگل عشق تو محلی نیست که هر کسی بتواند در آن زندگی کند. من هم با شجاعت و دلیری، قصد دارم در این جنگل سکونت کنم.
تیشهٔ عشق بکف دارم و همچون فرهاد
عاقبت ریشهٔ خود قطع از این تیشه کنم
هوش مصنوعی: من در دستانم ابزار عشق را دارم و مانند فرهاد، در نهایت ریشهٔ خود را از این ابزار جدا خواهم کرد.
دگران خون کسان شیشه کنند ای زاهد
چون روا نیست که من خون رزان شیشه کنم
هوش مصنوعی: ای زاهد، چون دیگران خون دیگران را در شیشه میریزند و این کار نادرست است، من چگونه میتوانم خون خود را در شیشه کنم؟
کرده غم ریشه صغیرا بدلم ساقی کو
تا که از تیشهٔ می قطع غم از ریشه کنم
هوش مصنوعی: غم در دل من ریشهدار شده است، ای ساقی! کجا هستی که بتوانم با نوشیدن شراب، این غم را از ریشهاش قطع کنم؟