برگردان به زبان ساده
من آن نیم که ز سوی تو رو بگردانم
رخ نیاز از این خاک کو بگردانم
هوش مصنوعی: من آن کسی نیستم که نیاز و خواستهام را از تو بگردانم، زیرا به خاطر این خاک نمیتوانم رویم را از تو برگردانم.
بهر طرف نگرم روی تست در نظرم
کجا توانم از این روی رو بگردانم
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، فقط چهره تو را میبینم. نمیتوانم از این چهره رو برگردانم.
بخاک کوی تو جان دادن آرزوی منست
گمان مبر دل از این آرزو بگردانم
هوش مصنوعی: نزدیک به زیارت تو جان فدای کردن، بزرگترین آرزوی من است. فکر نکن که از این آرزو دل بکنم.
بیاد لطف تو ریزم سرشگ از دیده
بسوی کشت خود این آب جوبگردانم
هوش مصنوعی: به خاطر محبت تو، از چشمانم اشک میریزم به سمت کشتزار خود، که مانند آب زلال در جوی روان است.
ز غیر وصل تو لب بستهام که نتوانم
زیان مگر که بدین گفتگو بگردانم
هوش مصنوعی: من از ارتباط با دیگران خودداری کردهام تا آسیب نرسانم، مگر اینکه با این حرفها تو را به خودم جذب کنم.
مرا مهی است بروی زمین که مهر فلک
گرم بدست فتد دور او بگردانم
هوش مصنوعی: من بر روی زمین شوق و شگفتی دارم که اگر محبت آسمان به دست دیگری بیفتد، دور او را دور میزنم.
ز روی زشت بگردانم از نظر شاید
سفاهت است ز روی نکو بگردانم
هوش مصنوعی: اگر چهرهی زشت را از نظر دور کنم، شاید این کار ناپسند باشد، اما اگر چهرهی زیبا را دور کنم، این عمل میتواند بیاحترامی باشد.
مگو صغیر بهل خوی عشقبازی را
میسرم نشود طبع و خو بگردانم
هوش مصنوعی: نگو که من هنوز کوچک هستم و نمیتوانم به عشق بازی بپردازم؛ من میتوانم طبع و رفتارم را تغییر دهم و به این کار بپردازم.