برگردان به زبان ساده
دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم
ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم
هوش مصنوعی: میگویی آیا میدانی چرا در نوشتن، قلم لرزان است؟ چون از این میترسد که ناعدالتی را علیه مظلومی بنویسد.
یک کاروان ماند بشرپویان قفای یکدیگر
گیتی رباطی با دو در یکدر فنا یکدر عدم
هوش مصنوعی: گروهی از انسانها مانند کاروانی در حال حرکت هستند و همواره در پی یکدیگرند. این جهان مانند یک سرای بزرگ است که دو دروازه دارد؛ یکی به سوی فنا و دیگری به سوی عدم.
در این ره پر ابتلاهان پا منه سر در هوا
ترسم از آن کافتی ز پا بر سر زنی دست ندم
هوش مصنوعی: در این مسیر پر از مشکلات، قدم نگذار. سر به آسمان نبر، زیرا میترسم که با دست خود به سرم آسیب برسانی و نتوانم خود را نگه دارم.
عمر عزیزت شد تلف وز آن نداری جز اسف
تا فرصتی داری بکف باید شماری مغتنم
هوش مصنوعی: عمر گرانبهای تو بیهوده سپری شد و چیزی جز حسرت برایت نمانده است. تا زمانی که فرصتی در اختیارت هست، باید آن را با دقت و ارزشمندی به کار بگیری.
گیرم علم افراختی بر ملک عالم تاختی
جان جهان بگداختی در آتش ظلم و ستم
هوش مصنوعی: اگر علم و دانش خود را بر سرزمین دنیا بهکار بردی و زندگی را با ظلم و ستم به آتش کشیدی، جان جهان را در خطر انداختی.
روزی علم گردد نگون گردی بدست غم زبون
نیکی کن و در دهر دون نامت بنیکی کن علم
هوش مصنوعی: روزی علم و دانش تو به نتیجه خواهد رسید و در آن روز غم و ناراحتی به سراغت میآید، پس به دیگران خوبی کن و در زندگیات نام نیک بر جای بگذار.
گردد ثناگستر زبان بر حاتم و نوشیروان
هر جا که صحبت در میان از عدل آید وز کرم
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از عدالت و بخشش به میان باشد، زبان به ستایش حاتم طایی و نوشیروان به نیکی میچرخد.
بس کن صغیر از این سخن کامروز در خلق زمن
معمول نبود هیچ فن جز جمع دینار و درم
هوش مصنوعی: بس کن بچه جان از این حرف ها، امروز در میان مردم هنر و فضیلت دیگری نبوده جز جمع کردن پول و ثروت.