برگردان به زبان ساده
بی دوست دست میندهد بهر ما نشاط
الا به وصل دوست نداریم انبساط
هوش مصنوعی: بدون دوست، هیچ چیز نمیتواند برای ما شادی بیاورد؛ تنها وقتی که با او کنار هم باشیم، احساس خوشحالی و آرامش واقعی داریم.
هر دم که با حبیب نشینیم فارغیم
از خوف و امن و راحت و محنت غم و نشاط
هوش مصنوعی: هر بار که با معشوق خود باشیم، از ترس و امنیت و آرامش و زحمت و غم و شادی بیخبر هستیم.
آن کس که کرد طی ره باریک عشق را
گو شاد باش زانکه گذر کردی از صراط
هوش مصنوعی: کسی که در راه باریک عشق توانسته است عبور کند، خوشحال باش زیرا او از مسیر دشوار و خطرناک عبور کرده است.
مربوط شد به عالم انسانیت یقین
با اهل عشق یافت هر آن کس که ارتباط
هوش مصنوعی: هر کسی که با اهل عشق ارتباط برقرار کند، به دنیای انسانیت متصل میشود و به یقین میرسد.
زاهد مگو فسانه که بیزار شد دلم
غیر از حدیث عشق ز هر گونه اختلاط
هوش مصنوعی: ای زاهد، داستانها و حرفهای بیهوده نگو، چراکه دلم از هر نوع رابطه و اختلاط دیگر به جز عشق بیزار شده است.
ای آن که آرزوی سلیمانیت بود
برگو که در کجاست سلیمان چه شد بساط
هوش مصنوعی: ای کسی که آرزو داشتی به مانند سلیمان باشی، بگو که سلیمان الآن کجاست و چه بر سر آن قدرت و فرمانروایی او آمده است؟
در آرزوی منزل مقصود سوختیم
خرم دمی که رخت ببندیم زی رباط
هوش مصنوعی: ما در آرزوی رسیدن به مقصد دلخواهمان، جان خویش را سوزاندیم. لحظهای خوشحالیم که بار سفرمان را ببندیم و به مقصد برسیم.
سوی خدا گریخت صغیر از خودی بلی
جز بر محیط رو به کجا آورد محاط
هوش مصنوعی: کودک به سوی خدا پناه برد و از خود خارج شد. آری، او به جایی که فقط در محدودهای قرار ندارد، نمیتواند برگردد.