برگردان به زبان ساده
ز پرده گر کنی ایماه وش عیان عارض
کند ز شرم تو ماه فلک نهان عارض
هوش مصنوعی: اگر پرده را کنار بزنی و زیباییات را نشان بدهی، صورت ماه بر اثر شرم تو از آسمان پنهان میشود.
بهر کجا گذرم شرح عارض تو بود
بحالتی که ندادی بکس نشان عارض
هوش مصنوعی: هر جا که میروم، چهره و زیبایی تو در ذهنم میگذرد، به شکلی که هیچ نشانی از خودت به کسی ندادی.
شگفت نیست گر از آسمان بخاک افتد
نمائی ار تو بخورشید آسمان عارض
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر از آسمان به زمین بیفتد، به شرطی که تو بر روی خورشید آسمان، چهرهای بنمایانی.
بدیده روز مرا همچو شام تار کنی
دمی که زلف پریشان کنی بر آن عارض
هوش مصنوعی: به چشمهای من، مانند شب تاریک، بیفکن و آن زمان که موهای درهمریختهات را بر آن چهره زیبا بیندازی، همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهی.
مگر تو حور بهشتی بدین جمال که ما
چو عارض تو ندیدیم در جهان عارض
هوش مصنوعی: آیا در بهشت حوریان به این زیبایی وجود دارد که ما در دنیا چنین زیبایی را ندیدهایم؟
ندیده روی قرار و سکون دگر همه عمر
هر آنکه دید چو من از تو دلستان عارض
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند من جمال تو را دیده باشد، دیگر در زندگی قرار و آرامش واقعی را نخواهد یافت.
صغیر گرد جهان گشت و همچو عارض تو
ندید درهمهٔ ماه طلعتان عارض
هوش مصنوعی: کودک به دور دنیا سفر کرد و در هیچ جا مانند زیبایی تو را ندید.