برگردان به زبان ساده
برفت عمر و نگشتم ز هجر یار خلاص
نشد دلم ز غم و رنج بیشمار خلاص
هوش مصنوعی: عمر من سپری شد و نتوانستم از جدایی محبوبم رهایی یابم. دل من همچنان از غم و درد زیاد آزاد نشده است.
کجایی ای اجل ای چاره ساز مهجوران
بیا که سازیم از درد انتظار خلاص
هوش مصنوعی: ای مرگ، ای کسی که میتوانی مشکلات دور افتادهها را حل کنی، بیا تا از زیباییهای زندگی و دردهای انتظار رهایی یابیم.
چرا نه پای اجل بوسم از سر رغبت
که مینمایدم از دست روزگار خلاص
هوش مصنوعی: چرا من به شوق و عشق پای مرگ را نبوسم، در حالی که روزگار را از دست دادهام و به آزادی مینگرم؟
براستی که رود هر که از جهان بیرون
شود ز بازی این چرخ کجمدار خلاص
هوش مصنوعی: واقعاً کسی که از این جهان خارج میشود، از بازیهای نامنظم این دنیا رهایی مییابد.
چه سالهاست که دارم بدل غمی زانغم
ندانم آنکه شوم کی من فکار خلاص
هوش مصنوعی: سالهاست که به خاطر غمی که در دلم دارم، در حالتی از سردرگمی و بیخبری به سر میبرم و نمیدانم کی میتوانم از این وضعیت نجات پیدا کنم.
خلاص یافتم از صد هزار غم بجهان
وزین غمم نشود جان بیقرار خلاص
هوش مصنوعی: من از صد هزار درد و غم در این دنیا خلاص شدم و این دلنگرانیام هرگز آرام نمیگیرد.
صغیر از آن طلبم مرک تا مگر گردم
از این غمی که بدان گشتهام دچار خلاص
هوش مصنوعی: من از کوچکتر از خودم میخواهم که به من کمک کند تا از این غم و مشکلاتی که در آن گرفتار شدهام، رها شوم.