برگردان به زبان ساده
گر کنم از برگ گل اندیشهٔ پیراهنش
ترسم آسیبی رسد ز اندیشهٔ من بر تنش
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از برگ گل برای لباسش اندیشهای کنم، میترسم که این فکر من به او آسیب برساند.
از پریشانی بزلفش دارم ار نسبت چه سود
کاش میبودی چو زلفش دستم اندر گردنش
هوش مصنوعی: از در هم ریختگی و شلختگی موهایش ناراحتم، اما چه فایدهای دارد؟ ای کاش مثل موی او، دستم هم به دور گردنش میچرخید.
خاک راهش گشتهام شاید نهد پا بر سرم
او همی ترسد زمن گردی رسد بر دامنش
هوش مصنوعی: من به خاک راه او تبدیل شدهام، شاید او روی پاهایش بر من بگذارد. اما او از من میترسد که نکند گرد و غبار من به دامنش بچسبد.
تا بتیر غمزهام کرد آن کمان ابرو نشان
شد یقینم هست چشم التفاتی با منش
هوش مصنوعی: وقتی که آن ابرو کمان مانند با حسرت نگاهی به من کرد، متوجه شدم که این چشمها حتماً توجه و توجه خاصی به من دارند.
گر براندازد نقاب از چهره آن یار عزیز
صد چو یوسف خوشه چین باشند گرد خرمنش
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق زیبا نقاب از چهرهاش بردارد، صدها نفر مانند یوسف زیبا و خوشچهره برای ديدن او دورِ خرمنش خواهند بود.
عاشقانش را ز رخ آن شهسوار ماهرو
مات سازد تا نگیرد کس عنان توسنش
هوش مصنوعی: عاشقان با زیبایی چهره آن جوان دلربا مبهوت میشوند، تا جایی که هیچکس نتواند مهار اسبش را در دست بگیرد.
با همه شیری اسیر چشم او گشتم صغیر
الحذر از نیروی آن آهوی شیرافکنش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه مانند شیر شجاع و قوی هستم، اما به خاطر جذابیت و زیبایی چشم او به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام و از نیروی فریبندهاش بسیار محتاط و مراقب هستم.