برگردان به زبان ساده
آنکه گشتیم و نجستیم در اطراف جهانش
نیک در خویش چو دیدیم بدل بود مکانش
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی دنیا و اطراف خود بودیم، وقتی به درون خود نگریستیم، متوجه شدیم که حقیقت وجود او در دل خود ماست و خانهاش در درون ماست.
جذبهٔ عشق چنان برده دوئی را زمیانه
که بخود مینگرم دیده چو گردد نگرانش
هوش مصنوعی: عشق به قدری قوی و شگفتانگیز است که حتی دوگانگی را از میان برده و باعث میشود وقتی به آن شخص فکر میکنم، چشمانم نگران او باشد.
کسی آگاه از این صحبت من نیست جز آنکو
عکس جانانه فتاده است در آئینه جانش
هوش مصنوعی: هیچکس از سخنان من باخبر نیست جز آن کسی که تصویر محبوبش در دلش نقش بسته است.
سر دلدار نهان ماند و از اینست که آنرا
بکس ار پیر مغان کرد بیان دوخت دهانش
هوش مصنوعی: دل محبوب در پرده راز باقی ماند و به همین خاطر اگرچه پیر مغان (عالم و عارف) آن را بیان کرد، کسی جرات سخن گفتن در این مورد را نداشت.
خواست گوید سخنی شمع از آن راز نهفته
سخنش شعلهٔ آتش شد وزانسوخت دهانش
هوش مصنوعی: شمع خواست که رازی را بیان کند، اما وقتی صحبت کرد، آتش او شعلهور شد و دهانش را سوزاند.
چیست در میکده عشق که هر کس بدر آید
خوش سبکبار نمایند بیک رطل گرانش
هوش مصنوعی: در میکده عشق چیزی وجود دارد که هر کسی که وارد آن میشود، با خوشی و سبکی بار از آن خارج میشود، حتی اگر بارش سنگین و دشوار باشد.
جای یک بوسه زمین آن خود از میکده دارم
بخدا گر بفروشم بهمه ملک جهانش
هوش مصنوعی: اگر بخواهم یک بوسهای که به زمین میزنم را با کل دنیا عوض کنم، واقعا این کار را میکنم. من به قدری به میکدهترجیح میدهم که حتی برایش به همهی املاک و داراییهایم هم نمیارزد.
کیست از منطق گویای تو گوینده صغیرا
که همه کنز معانی و رموز است بیانش
هوش مصنوعی: کیست که مانند تو با منطق زیبا سخن بگوید، کسی که کوچکترینش میتواند همه معانی و رازهای بزرگ را بیان کند؟