برگردان به زبان ساده
از آب دیده تا ندهی شستشوی خویش
پاکان نمی دهند تو را ره بکوی خویش
هوش مصنوعی: برای اینکه پاکان به تو راهی به دنیای خود بدهند، باید از اشک و غم خود رهایی یابی و خود را پاک کنی.
در آرزوی گنج عبث جستجو کنی
ای بیخبر چرا نکنی جستجوی خویش
هوش مصنوعی: کسی که بیخبر است، چرا به دنبال گنجی بیفایده میگردی؟ بهتر است به دنبال کشف حقیقت وجود خودت باشی.
عمر ابد ز چشمهٔ حیوان مجو مریز
بر خاک بهر آب بقا آبروی خویش
هوش مصنوعی: عمر نامی ابدی از چشمهٔ زندگی را جستجو نکن و برای بقا و حفظ آبرو، در مسیر خاکی و محدود زندگی نرو.
یک ساغرم خراب ابد ساخت از چه خم
این باده کرده پیرمغان در سبوی خویش
هوش مصنوعی: یک جام خراب به من هدیه داده که این شراب را پیرمغان در ظرف خود آماده کرده است.
بود آنکه آرزوی جهانگیریش بدل
بنگر چگونه برد بگور آرزوی خویش
هوش مصنوعی: روزی کسی آرزوی تسلط بر جهان داشت و به خواستهاش نرسید. حالا ببین چگونه آرزوی او به گور منتقل شده و دیگر در دسترسش نیست.
بیرون ز حد حوصله مگشای پنجه را
یعنی بگیر لقمه بقدر گلوی خویش
هوش مصنوعی: بیرون از توان و ظرفیت خود دست به اقدام نزن. یعنی تنها به اندازهای که میتوانی و برایت ممکن است، کار کن و انتظار نداشته باش بیشتر از آن انجام دهی.
چون خار چند مایهٔ آزار مردمی
گلباش و شاد کن دلی از رنگ و بوی خویش
هوش مصنوعی: هرچند که چند خاری ممکن است آسایش مردم را مختل کند، اما با خوشی و زیبایی خود میتوان دلها را شاد کرد.
از شش جهت گنه بتو گر بسته ره صغیر
از توبه باز کن در رحمت بروی خویش
هوش مصنوعی: اگر از هر سو راه گناه به سوی تو بسته شده باشد، با توبهای که میکنی، در رحمت خود را به روی تو باز کن.