برگردان به زبان ساده
پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوز
دیده بر طلعت خوبان نگرانست هنوز
هوش مصنوعی: ما پیر شدیم اما قلبمان هنوز جوان عاشق است. هنوز چشمانمان به دنبال زیباییهاست.
پایم از اشک روان در گل و چون سایه روان
دلم اندر پی آن سرو روانست هنوز
هوش مصنوعی: پایم در گلهای پر از اشک غوطهور است و دل من همچون سایهای آرام، به دنبال آن سرو زیبای روان است.
ترک چشمش بهوا داری ابرو و مژه
عالمی کشته و تیرش به کمانست هنوز
هوش مصنوعی: چشمان او باعث شدهاند که ابرو و مژهاش دنیا را به دردسر بیندازد و هنوز تیر نگاهش مانند کمانی بر کشیده باقی مانده است.
عاشقان خویش رساندند به سر حد یقین
شیخ در مسئلهٔ ظن و گمانست هنوز
هوش مصنوعی: عاشقان به مرحلهای از یقین و اطمینان رسیدند، اما شیخ هنوز در موضوع شک و تردید به سر میبرد.
از یکی جلوه که در روز ازل کرد آنشوخ
شورش و غلغله در خلق جهانست هنوز
هوش مصنوعی: حرکت و زیبایی که آن معشوق در آغاز آفرینش به نمایش گذاشت، هنوز هم در دلهای مردم و در جهان سر و صدا و هیجان به پا کرده است.
گفت با کوه شبی قصه خود را فرهاد
کمر کوه از آن غصه کمانست هنوز
هوش مصنوعی: فرهاد در شبی با کوه صحبت کرد و غصهاش را برایش بازگو کرد. غصهای که داشت، آنقدر بر او سخت بود که کمربند کوه را زیر فشار گذاشت و هنوز هم اثر آن درد وجود دارد.
گر از آن غنچهٔ لب کام گرفته است صغیر
همچو بلبل ز چه در شور فغانست هنوز
هوش مصنوعی: اگر آن کودک که از لبهایش لذت برده، مثل بلبل در حال فریاد زدن است، پس چرا هنوز در هیجان و شوق به سر میبرد؟