برگردان به زبان ساده
بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شد
در این زنجیر از این کشمکش دیوانه خواهم شد
هوش مصنوعی: من در این کشمکش با نسیم و گیسوان او درگیری خواهم داشت و از این قید و بند به شدت دیوانه میشوم.
گل است و شمع و جانانه من و پروانه و بلبل
براه عشق امشب همپر پروانه خواهم شد
هوش مصنوعی: امشب با عشق به هم پیوند میخوریم و مانند پروانه دور شمع میچرخیم، من و محبوبم و زیباییهای عالم.
من دیوانه را ناصح دهد پند و عجب دارم
پس از عمری جنون کی عاقل و فرزانه خواهم شد
هوش مصنوعی: من حیران و دیوانهای هستم که کسی به من نصیحت میکند و من از این موضوع شگفتزدهام. با وجود اینکه سالها در این حالت بودهام، هنوز هم نمیدانم کی قرار است عاقل و دانا شوم.
حقیقت بایدم در این محیط و جویم آن گرچه
بدریا غرق بهر آن در یک دانه خواهم شد
هوش مصنوعی: باید حقیقت را در این فضا جستجو کنم، حتی اگر برای دستیابی به آن به عمق دریا نیز بروم و به خاطر آن در یک دانه غرق شوم.
سر و جان ببایدم و عین و دل بریزم جمله در پایش
چو با او آشنا گشتم ز خود بیگانه خواهم شد
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را فدای او میکنم و دل و جانم را به پایش میریزم. چون با او آشنا شدم، دیگر از خودم بیگانه شدهام.
تو سوی کعبه رو حاجی که من در دل سفر کردم
تو مات خانه شو من محو صاحبخانه خواهم شد
هوش مصنوعی: به سوی کعبه برو حاجی، چون من در دل خود به سفر معنوی پرداختهام. تو چشم به زیبایی خانه خدا دوزیدهای، اما من به محبت و عظمت صاحبخانه مشغول خواهم شد.
تو هر جا را که خواهی سجده گه کن من ز جان ساجد
به طاق ابروی محرابی جانانه خواهم شد
هوش مصنوعی: هر جا که بخواهی، عبادت و سجدهات را انجام بده؛ اما من با تمام وجودم به زیباییهای ابرویت احترام میگذارم و به آنجا میرسم که با دل و جانم در خدمتت باشم.
ز چشم خویش ساقی میدهد می میگساران را
خراب و مست امشب من از این پیمانه خواهم شد
هوش مصنوعی: امشب از نظر خودم میبینم که ساقی، شراب را به میگساران میدهد و من هم میخواهم از این جام بینصیب نمانم و مست شوم.
من اول روز دانستم صغیر از چشم فتانش
که در دام فسون افتاده و افسانه خواهم شد
هوش مصنوعی: من در آغاز روز متوجه شدم که جوانان به خاطر جذابیت و زیبایی خود، در دام فریب و افسون افتادهاند و من نیز به زودی به داستان و افسانهایی تبدیل خواهم شد.