برگردان به زبان ساده
کس از آن زلف و از آن خال نیارد دم زد
که یکی راه ز شیطان و یکی ز آدم زد
هوش مصنوعی: هیچ کس جرات نمیکند در مورد آن زلف و آن خال صحبت کند، زیرا یکی از آنها به شیطان و دیگری به آدم مربوط میشود.
خلق از مؤمن و کافر همه مفتون ویند
غمزه اش راه دل محرم و نامحرم زد
هوش مصنوعی: مردم، چه مؤمن و چه کافر، همه مجذوب او هستند. ناز و کرشمههای او به دل هر کسی راه مییابد، بدون توجه به اینکه آن شخص محرم است یا نامحرم.
عقل بگذاشت بسی قاعده در کار ولی
عشق غالب شد و آن قاعده ها بر هم زد
هوش مصنوعی: اگرچه عقل قوانین بسیاری در زندگی وضع کرده است، اما عشق بر آن قوانین غلبه کرده و آنها را از بین برده است.
چه کند گر نزند دم ز انا الحق منصور
که خدابین نتواند دگر از خود دم زد
هوش مصنوعی: اگر زانی حق و حقیقت را فریاد نکند، چه اتفاقی میافتد؟ چون خداوند که همه چیز را میبیند، دیگر نمیتواند از خود صدایی درآورد.
درگه پیر مغان درگه نومیدی نیست
در گشایند کس ار حلقه بدان محکم زد
هوش مصنوعی: درگاه پیر مغان، جایی برای ناامیدی نیست. اگر کسی با جدیت و ایمان به درگاه آنجا مراجعه کند، در را به روی او خواهند گشود.
دادن تاج به تاج نمد آسان نبود
چرخ این سکه به نام پسر ادهم زد
هوش مصنوعی: تاجی که به پسر آدم داده شده، به راحتی به کسی دیگری داده نمیشود. این سکهای که به زمین میافتد و بچرخد، نشاندهندهٔ موقعیت و جایگاه خاص اوست.
پایهٔ رفعتش از چرخ برین میگذرد
هر که پا از سر همت بسر عالم زد
هوش مصنوعی: کس که در بلندای فکر و ارادهاش پا نهد و تلاش کند، به درجات بالا و والایی میرسد و از محدودیتهای دنیا فراتر میرود.
خنده بر کاسهٔ بشکسته درویش مزن
که از این کاسه توان طعنه بجام جم زد
هوش مصنوعی: به کسی که در وضعیت ناپسندی قرار دارد، طعنه نزن؛ زیرا او نیز اگر بخواهد میتواند بر تو با چیزی که در دست دارد، ظرافتی به خرج دهد.
شاید ار چون غزل خواجه نشد شعر صغیر
قطره پیداست که پهلو نتوان بایم زد
هوش مصنوعی: شاید اگر شعری مانند غزلهای خواجه نتواند سروده شود، در این صورت معلوم است که نمیتوان از قطرهای انتظار داشت که با دریا از نظر بزرگی یا وسعت قابل مقایسه باشد.