برگردان به زبان ساده
ساقی از رطل گران دوش سبکبارم کرد
تهی از خویش به یک ساغر سرشارم کرد
هوش مصنوعی: میگسار با پیمانهای سنگین مرا از بار سنگین دوش آزاد کرد و به یک جرعهی پر از شراب، خودم را از دست دادم.
کاش از این زودترام وختی استاد مرا
پیشهٔ عشق که وارسته ز هر کارم کرد
هوش مصنوعی: ای کاش زودتر به استاد رسیدم، چون او مرا در عشق آموخت و از هر کاری که مرا درگیر کرده بود، رها نمود.
عجب از صورت زیبای تو ای معنی حسن
که تماشای تو چون صورت دیوارم کرد
هوش مصنوعی: شگفتا از زیبایی تو ای تجلی حسن که تماشای تو مرا به اندازهی دیوار سرد و بیروح کرده است.
جلوه داد آن که گل روی ترا در نظرم
سیر از سیر گل و گردش گلزارم کرد
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات در نظرم، به قدری حیرتانگیز بود که مرا از تماشای گلها و زیباییهای باغ بازداشت و فقط به تو خیره شدم.
بیشتر دارمت از جان خود ایدوست عزیز
گرچه عشقت ببر خلق جهان خوارم کرد
هوش مصنوعی: من بیشتر از جان خود تو را دوست دارم، عزیز، هرچند که عشق تو باعث شده مردم به من بیاحترامی کنند.
شکرلله شدم آزاد ز هر دام که بود
تا که تقدیر بدام تو گرفتارم کرد
هوش مصنوعی: من از همه زنجیرها و مشکلات آزاد شدم و فقط به خاطر سرنوشتی که موجب شد به دام تو بیفتم، در حال حاضر گرفتار تو هستم.
سالها معتکف صومعه بودم آخر
عشقت انگشت نمای سر بازارم کرد
هوش مصنوعی: سالها در گوشهنشینی و عبادت گذراندم، اما در نهایت عشق تو باعث شد تا همه مرا بشناسند و در معرض دید قرار گیرم.
فخرم این بس بدو عالم که خدا همچو صغیر
یکجهت بندهٔ درگاه ده و چارم کرد
هوش مصنوعی: من به خود می بالم که در این جهانی که خداوند به من همچون یک بچه ناتوان توجّه و عنایت کرده و مرا به درگاهش پذیرفته است.