برگردان به زبان ساده
دل آنچه داشت در بر دلبر نیاز کرد
نازم به همتش که مرا سرفراز کرد
هوش مصنوعی: دل با تمام خواستهها و احساساتش به عشق دلبرش پناه برد و از او یاری خواست. من به بزرگواری او افتخار میکنم که موجب سربلندیام شد.
یک بوسه زان دو لعل بصد جان برابر است
الحق که جای داشت بما هر چه ناز کرد
هوش مصنوعی: یک بوسه از آن دو لب زیبا معادل جان انسان ارزش دارد؛ واقعاً راست است که ما هر چه هم ناز کنیم و لذت ببریم، باز هم شایسته است.
نازم به نقطهٔ دهن او که بی سخن
از هست و نیست بر دل من کشف راز کرد
هوش مصنوعی: من به زیبایی و جاذبه لب او افتخار میکنم، چرا که بدون گفتن کلمهای، به قلب من حقایق زندگی و عدم زندگی را نشان داد.
پر گشته است شهر ز دیوانه آن پری
گوئی گره ز سلسلهٔ زلف باز کرد
هوش مصنوعی: شهر پر شده از دیوانهای که به زیبایی آن پری میماند و گرهای از زنجیر موهایش باز کرده است.
عاشق به کار خویش دمی وا نمیرسد
محمود عمر خود همه صرف ایاز کرد
هوش مصنوعی: عاشق تمامی وقت و انرژی خود را به کار و عشقش اختصاص میدهد و حتی برای لحظهای هم به خود نمیرسد. محمود هم عمر خود را تماما صرف خدمت به ایاز کرده است.
بر یاد چشم و ابروی دلدار بود و بس
عارف اگر که خورد می و گر نماز کرد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که عارف تنها به یاد محبوب و زیباییهای او مشغول است و هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد. او حتی اگر شراب بنوشد یا نماز بخواند، همه چیز برایش در راستای یاد دلدار است.
زاهد ز من همی دل و دین خواهد این گدا
بنگر که دست در بر مفلس دراز کرد
هوش مصنوعی: زاهد (پرهیزگار) از من میخواهد که دل و دینم را به او بدهم، اما این گدا (ناپخته) را ببین که دستش را به سوی کسی که هیچ ندارد دراز کرده است.
رو چاره جوی ای دل بیچاره از علی
بایست چاره را طلب از چاره ساز کرد
هوش مصنوعی: ای دل بیچاره، راهی برای رفع مشکلاتت پیدا کن و از علی یاری جوی. برای حل مسئلهات به کسی مراجعه کن که خودش توانایی حل معماها را دارد.
شاهی که داد بندگی خود چو بر صغیر
یکبارهاش ز هر دو جهان بی نیاز کرد
هوش مصنوعی: پادشاهی که با لطف و کرامت خود، مانند پدر به فرزندش، تمامی نیازهای زیر دستانش را برطرف کرد و آنها را از هر دو جهان بینیاز ساخت.