برگردان به زبان ساده
یار بی پرده عبث پرده ز عارض نگشاید
رونما جان طلبد تا ندهی رخ ننماید
هوش مصنوعی: دوست بدون حجاب و پوشش، بیفایده است که پرده را از چهرهاش کنار بزند. جان و دل با تمام وجود خواهان زیبایی و ناز است، اما تا وقتی که چهرهاش را نشان ندهی، نمیتواند جلوهگر شود.
از وفا نام مبر در بر آن شوخ که با وی
هر چه مهر تو شود بیش جفایش بفزاید
هوش مصنوعی: اگر به آن معشوقهی نازکدل وفاداری کنی، نباید نام وفا را به میان آوری؛ زیرا هر چه عشق تو به او بیشتر شود، بیوفایی و بدرفتاریاش نیز افزونتر خواهد شد.
لاف از عقل و دل و دین بر آن مه نتوان زد
که بیک غمزهٔ چشم سیه این هر سه رباید
هوش مصنوعی: نمیتوان به بلاغت و هوش خود، یا به عشق و دینداریام، فخر بفروشم؛ چرا که با یک نگاه از چشمان سیاه او، همه این برتریها نخستین بار به چالش کشیده میشود.
هر نفس میطلبم کام خود از یار و لیکن
ترسم آخر نفسم در عوض کام برآید
هوش مصنوعی: هر لحظه از معشوق خود خواستهام که به آرزوهایم پاسخ دهد، اما نگرانم که در نهایت، جانم را در این طلب از دست بدهم و به جای رسیدن به آرزوها، فقط حسرت به دل بماند.
منکه در عشق توام خون جگر آب وضو شد
جز بمحراب دو ابروی توام سجده نباید
هوش مصنوعی: من که به خاطر عشق تو در رنج و عذاب هستم، تمام غم و اندوهم به گونهای از بین رفته که تنها در برابر ابروهای تو باید سجده کنم و جز به آن محراب هیچ جایی برای پرستش و نماز ندارم.
نیست انصاف که یار دگری بر تو گزینم
که بود در تو ز حسن آنچه ترا باید و شاید
هوش مصنوعی: به نظر ناعادلانه میآید که من کسی غیر از تو را انتخاب کنم، زیرا در تو زیباییهایی وجود دارد که شایسته و بایسته است.
شب غم روز جنون زاد برای تو صغیرا
می ندانم دگر ا ین روز برای تو چه زاید
هوش مصنوعی: شب غم و روز جنون به خاطر تو به دنیا آمدند، کوچکتر از من نمیدانم که در این روزها برای تو چه چیزی به وجود خواهد آمد.