برگردان به زبان ساده
برافکن پرده تا خورشید تابان از سما افتد
خرامان شو دمی تا سرو در بستان ز پا افتد
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن تا نور خورشید درخشان به زمین بیفتد. لحظهای بایست و از زیبایی طبیعت لذت ببر تا سروهای زیبا در باغ بیفتند.
صبا بر هم مزن چین سر زلفش که میترسم
ختن ویران شود آشوب در شهر ختا افتد
هوش مصنوعی: باد به موهای پریشان او دست نزن، زیرا از این کار میترسم که سرزمین ختن دچار آشفتگی و ویرانی شود.
شنیدم آن پری از شهر خود عزم سفر دارد
چه خوشباشد گذار محملش در شهر ما افتد
هوش مصنوعی: شنیدم آن دختر زیبا از شهر خود میخواهد سفر کند. چه خوب خواهد بود اگر در مسیرش به شهر ما بیفتد و از اینجا بگذرد.
دلم تا دید آن چاه ز نخدان و خم گیسو
چو یوسف گه بچاه و گه بزندان بلا افتد
هوش مصنوعی: قلبم به شدت تحت تأثیر موی گیسو و چاه زیبایی او قرار گرفته است، چون یوسف که گاهی در چاه و گاهی در زندان گرفتار میشود، من هم در این عشق به مشکلات و دردسرها دچار میشوم.
نسازم قبله تا از طاق محراب دو ابرویش
نماز من کجا مقبول درگاه خدا افتد
هوش مصنوعی: من هیچگاه نسازم قبلهای که با زیبایی و طاق ابروان او، نمازم در درگاه خداوند پذیرفته نشود.
سیه شد روزگارم چون خطش از حسرت خالش
که باید جای هندو بر لب آب بقا افتد
هوش مصنوعی: روزگارم به شدت تیره و تیره شده است، زیرا که حسرت نشانههای او در دلم مانده و این حسرت باید در جایی قرار گیرد که او در آنجا به آرامش و بقا برسد.
صغیر از بهر دیدارش نشیند بر سر راهش
بود کانشاه خوبان را نظر سوی گدا افتد
هوش مصنوعی: کوچکترها به خاطر دیدن او بر سر راهش مینشینند، تا شاید نگاه آن شاه خوبان به سوی گدا بیفتد.