برگردان به زبان ساده
تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرد
نشود جان ز غم آزاد و دل آرام نگیرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که لبهایم نتوانند چند بوسه از تو بگیرند، جانم به خاطر غم آزاد نخواهد شد و دل آرامی پیدا نخواهد کرد.
همه را بوسه عطا کردی و کردی ز غم آزاد
این غم ماست که آغاز وی انجام نگیرد
هوش مصنوعی: تو به همه محبت و عاطفه ارزانی داشتی و آنها را از غم رها کردی. اما این غم ماست که نه شروعش معلوم است و نه پایانی دارد.
وعظ واعظ ز چه دانی نکند جا بدل ما
پختگانیم که در ما سخن خام نگیرد
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که نصیحت و وعظ کسانی که آنها را نمیشناسند، برای افراد باتجربه و پخته موثر نیست. چون افراد پخته و با تجربه، درک عمیقتری از مسائل دارند و در برابر نصیحتهای سطحی واکنش نشان نمیدهند.
زاهد از خرقه سالوس مشو غره که ساقی
صد چنین جامه بها بهر یکی جام نگیرد
هوش مصنوعی: زاهد، فریب ظاهر و لباس متظاهرانه را نخور. جوهره و ارزش واقعی در چیزی فراتر از این ظواهر است و کسی که واقعاً شایسته است، به ظاهر نمینگرد.
نرسیده است بسر منزل آمال کس آری
هیچکس کام از این زال جهان نام نگیرد
هوش مصنوعی: هیچکس به آرزوهای خود نرسیده است و هیچکس از این دنیا به سودی نرسیده و نامی نخواهد گرفت.
گو رها کرد شکار و تن او گور فرو برد
ابله آنکس که بخود پند ز بهرام نگیرد
هوش مصنوعی: شکار خود را رها کن و بدانی که بدن او به خاک سپرده میشود. شخص احمق آن است که از سرنوشت بهرام هیچ عبرتی نمیگیرد.
جام میگیر و تو هم پیرو جم باش صغیرا
کس از این عالم فانی به از او کام نگیرد
هوش مصنوعی: جام میگیر و مانند جم زندگی کن، زیرا هیچکس از این دنیای فانی، به جز او، چیزی به دست نخواهد آورد.